تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٤١ - ١ شهيد اول(٧٣٤ - ٧٨٦ ق)
فخر المحقّقين، در اجازه خود به شهيد با تعابير: «الإمام العلّامة الأعظم، أفضل علماء العالم، سيّد فضلاء بنى آدم، مولانا شمس الحق والدين»، از او ياد كرده است.[١] صاحب روضات الجنّات، درباره وى گفته است.
كان رحمه الله بعد مولانا المحقّق على الإطلاق، أفقه جميع فقهاء الآفاق، وأفضل من انعقد على كمال خبرته واستاذيته اتّفاق أهل الوفاق.[٢] شهيد اوّل، به سال ٧٣٤ ق، در جزين به دنيا آمد و در اوان بلوغ به عراق مسافرت كرد. على بن مؤيّد، پادشاه سربدارى خراسان، در نامهاى از او خواست كه به خراسان برود. شهيد، نتوانست دعوت او را اجابت كند و كتاب اللمعة الدمشقيّة را نگاشت و توسّط شمس الدين محمّد آوى براى او فرستاد.[٣] شهيد، به وسيله اجازه، از عالمان و فقيهانى چون: فخر المحقّقين (به تاريخ ٢ شعبان ٧٥١ و ٧٥٦)، عميدالدين عبد المطّلب بن اعرج (به تاريخ ١٩ رمضان ٧٥١)، ضياء الدين عبد اللَّه بن اعرج، محمّد بن قاسم بن سعيد (در حلّه به تاريخ شوّال ٧٥٣ و شعبان ٧٥٤)، احمد بن محمّد بن حسن بن زهره، مهنّا بن سنان مدنى، قطب رازى، على بن احمد مزيدى، على بن طراد مطار آبادى (در حلّه به تاريخ ٦ ربيع ثانى ٧٥٤)، محمّد بن احمد بن ابوالمعالى، عبد الحميد بن فخار بن معد، على بن محمّد بن حسن بن زهره، حسن بن احمد بن محمّد بن نما (در حلّه در ربيع ثانى ٧٥٢) و محمّد بن محمّد كوفى،[٤] روايت مىكند.
شهيد، در اجازه خود به ابن خازن، درباره مشايخ اهل سنّت خود، گفته است كه از حدود چهل تن از مشايخ اهل سنّت در شهرهاى مكّه، مدينه، بغداد، مصر، دمشق
[١]. بحار الأنوار، ج ١٠٧، ص ١٧٨.
[٢]. روضات الجنّات، ج ٧، ص ٣.
[٣]. الحقائق الراهنة، ص ١٧٥ و ٢٠٥.
[٤]. همان، ص ٢٠٦. روايت شهيد از برخى كسانِ ياد شده در اسانيد الأربعون حديثاً وى آمده است.