تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ١٦ - سربداران
٤. روى كارآمدن حكومتهاى شيعى در ايران
از رخدادهاى قابل توجّه قرن هشتم هجرى، روى كارآمدن چند حكومت شيعى در نقاط مختلف ايران است. در اينجا به اختصار، دو حكومت سربداران و مرعشيان را معرّفى مىكنيم.
سربداران
در اواخر حكومت ايلخانان، شخصى به نام شيخ خليفه به تشويق مردم براى قيام عليه ستم حاكمان مغول پرداخت. مغولان او را دستگير كرده، در مسجد سبزوار به دار آويختند. پس از شيخ خليفه، شاگرد او شيخ حسن جورى، راه او را پى گرفت.
مغولان، او را دستگير و زندانى كردند. در اين زمان، امير عبد الرزاق- كه از بزرگان ناحيه بيهق بود- در قريه باشتين كه بيشتر اهالى آن، جزو پيروان شيخ حسن محسوب مىشدند، با عامل حكومت درگير شد و او را به قتل رساند. پس از آن، او و طرفدارانش عهد كردند كه اگر خداوند، آنها را توفيق دهد، ظلم و ظالمان را دفع كنند و گرچه، سر خود را بر دارِ اختيار مىدارند، ستم را تحمّل نمىكنند. بدين ترتيب، لقب «سربدارى» پيدا شد.[١] سربداران، پس از جنگ و گريزهاى بسيار و حمله به كاروانها، شهر سبزوار را تسخير كردند و آنجا را پايگاه عملياتى خود قرار دادند. امير عبد الرزاق، پس از تسخير سبزوار در سال ٧٣٧ ق، خطبه به نام خود خواند و اعلام استقلال كرد. او در مدّت دو سال و چهار ماه حكومت خود، مناطق ديگرى از خراسان را به تصرّف خود درآورد. از اين سلسله، مجموعاً يازده تن (در فاصله سالهاى ٧٣٧ تا ٧٨٨)
[١]. قيام سربداران، ص ٤٨ و ٤٩. براى روايت ديگر درباره آغاز پيدايش قيام سربداران به همين منبع رجوع شود.