تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٤١٠ - رجال
كتاب الوجيزة[١] تلخيص نموده و در واقع، وى اين قواعد را به جاى مقدّمه بر كتاب الحبل المتين خود، نگاشته و در سال ١٠١٠ ق، به پايان رسانده است.
از اواسط قرن يازدهم هجرى به بعد، شيخ فخر الدين بن محمّد على طريحى نجفى (م ١٠٨٥ ق)، خالق اثرى به نام جامع المقال فيما يتعلّق بأحوال الحديث و الرجال[٢] گرديد. وى در اين كتاب، اصطلاحات و مطالبى كه براى شناخت حديث و روايات لازم است، جمعآورى نموده است. اين كتاب در يك «مقدّمه» و دوازده «باب» و يك «خاتمه» گردآورى شده و به الدراية لمعرفة الراوى و الرّواية ملقّب گشته و در سال ١٠٥٧ ق، نگارش آن به پايان رسيده است.
رجال
در قرن دهم هجرى به دنبال توجّه به حديث و گسترش فعّاليتهاى حديثى، بررسى اسناد احاديث، مورد توجّه محقّقان قرار گرفت. به دنبال اقداماتى از قبيل احياى كتب حديثى، شرح و حاشيه و تعليقهنويسى بر كتب اربعه، همين سياست درباره كتب اربعه رجالى[٣] هم در پيش گرفته شد.
محقّقان قرنهاى دهم و يازدهم هجرى، با توجّه به آثار پيشينيان در علم رجال، دست به كارهاى تازهاى زدند. اوّلين فعاليّت رجالى شناخته شده در اين دوره، نهاية الآمال فى ترتيب خلاصة الأقوال،[٤] تأليف نورالدين علىبنعلى منعل قمى (ق ١٠ ق) است كه در سال ٩٧٤ ق، به پايان رسيده است. مؤلّف در اين كتاب، دو بخش «ثقات» و «ضعاف» كتاب رجالى علّامه حلّى، خلاصة الأقوال را در دو بخش تنظيم نموده و
[١]. الذريعة، ج ٢٥، ص ١٥؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ١، ص ٣٩؛ فهرست نسخ خطّىكتابخانه آستان قدس، مجموعه ش ١٢٢٣٢.
[٢]. الذريعة، ج ٥، ص ٧٣؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ٩، ص ٥٤.
[٣]. رجال النجاشى، رجال الكشى، الفهرست و الرجال شيخ طوسى.
[٤]. فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ١٢، ص ٣٣٥.