تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٤٣٠ - ١ غريب حديث«الوافى»
جوهرى در الصحاح استفاده كرده و آنها را مطابق مادّه كلمه و بر طبق حرف آخر، ترتيب الفبايى داده است و براى آسان كردن دستيابى مراجعهكنندگانى كه از علم صرف و اشتقاق، اطّلاع چندانى نداشتند، حرف همزه و الف منقلبه از «واو» و «ياء» را يكسان به شمار آورده و همه كلمات مهموز اللّام و ناقص را در حرف «الف» كتاب، جاى داده است.[١] طريحى، در تفسير و شرح حديث و واژههاى غريب آن، به خاستگاه آنها هم نظر داشته و تلاش كرده است خود را از تفسيرهاى مكرّر، ولى بدون سند و اعتبار- كه ساخته و پرداخته اخبارگويان و قصّهپردازان (و نه گفته راويان وحى) است، دور نگه دارد. او همچنين بر اساس بهرهگيرى از علم اهل بيت عليهم السلام، مصداقهاى منطبق شده را به عنوان معانى واژهها ذكر مىكند.[٢] در اين حوزه، علاوه بر مجمعالبحرين، كتاب ديگرى هم به نام غريب الحديث الخاصّة به طريحى نسبت مىدهند.[٣]
١. غريب حديث «الوافى»
ملّا محسن فيض كاشانى (م ١٠٩١ ق) به بيان الفاظ مبهم و مشكل كتاب الوافى پرداخته و در تفسير بعضى الفاظ كه كمتر نياز به تفسير داشتهاند، كوشيده است كه از هيچ موردى چشمپوشى نشود تا افراد بيشترى از آنها استفاده كنند. وى در مقدّمه بر اساس درخواست اين گونه تفسير كردن جمعى از وى، اين الفاظ را تفسير كرده است.[٤] مرحوم فيض، در برخى موارد هم مشكلات را به صورت حديث به حديث،
[١]. مجمع البحرين، ص ٢؛ مجلّه علوم الحديث، ش ١٣، ص ١٠١.
[٢]. همان جا.
[٣]. رياض العلماء، ج ٤، ص ٣٣٢.
[٤]. يادنامه مجلسى، ج ١، ص ٢٤٥:« جوامع حديثى شيعه و بحار الأنوار»، محمّدكاظم رحمان ستايش.