تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٤٢٠ - شرح نويسى
ايشان، همچنين در زمينه حلّ مشكلات احاديث مىنويسد:
بسيارى از اخبار بود كه هيچ يك از علما، الى يومنا هذا، پيرامون حلّش نگرديده بودند ... برانديشدم كه مبادا بعد از انقضاى حيات مستعار خورشيد اين علم حقايق انوار در سحاب جهل، مستور و بر مثال سابق، متروك و مهجور گردد. بنا بر اين، متوجّه شرح اخبار و كشف استار از وجوه آثار آل اطهار- سلام اللَّه عليهم- گرديدهام ....[١]
شرحنويسى
از اواسط قرن دهم هجرى، شرحنويسى به دو صورت مزجى و مفصّل[٢] بر كتب اربعه و ديگر آثار در قلمرو حديث، آغاز گرديد. بر اساس آثار بر جاى مانده از اين دوره، شهيد ثانى (م ٩٦٦ ق)، اوّلين كسى است كه شرحنويسى را در اين دوره احيا نموده است. وى كه كتاب بداية الدراية را در علم درايه نگاشته بود، براى سهولت در استفاده آن براى مراجعان، به تاريخ ٩٥٩ ق، شروع به نوشتن شرح مزجى مختصرى بر آن به نام شرح بداية الدراية[٣] كرد كه مسائل كتاب بداية و شرح آن را با تفصيل بيشترى بيان نموده است.
ملّا صدرا (م ١٠٥٠ ق)- كه از وى به عنوان تلفيق كننده بين عقل و نقل نام برده شده- علىرغم تخصّص خويش در بحثهاى فلسفى، دست به ابتكار زد و در سال ١٠٤٤ ق، شرح مفصّل فلسفىاى همراه با بحثهاى رجالى درباره سندها بر اصول الكافى نگاشت[٤] و از اين طريق، كمك شايانى به گسترش شرحنويسى در اين دوره
[١]. همان، ص ١٠.
[٢]. در شرح مزجى، شارح، متن را با توضيحها و تبيينهاى خود يك جا مىآورد و ساختار عبارتى در آن بهگونهاى است كه اگر نويسنده به وسيلهاى، آن را مشخّص نكند، متن از شرح، بازشناخته نمىشود. در مقابل، در شرح مفصّل، متن از شرح و توضيح جداست، حال با شيوه« قال- أقول» و يا به شيوه ديگرى.
[٣]. الذريعة، ج ١١، ص ٢٤١؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ٢١، ص ٥٥؛ فهرست نسخ خطّىكتابخانه مركزى دانشگاه تهران، ج ٨، ص ٥٩٠.
[٤]. الذريعة، ج ١٣، ص ٩٩؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ١١، ص ٣١٤؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى، ج ٢٥، ص ٢٠٩؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانه آستان قدس، مجموعه ش ٩٦١٠.