تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٣٥١ - فصل چهارم منابع حديثى شيعى و روايات مخالفان
فصل چهارم: منابع حديثى شيعى و روايات مخالفان
در اين گفتار به پيرايش[١] و آرايشهاى[٢] حديثى كه در قرن دهم و يازدهم هجرى صورت گرفته، مىپردازيم. بحث، در استفاده يا عدم استفاده از احاديث منقول اهل سنّت است كه همواره، موارد اختلاف فقها و محدّثان بوده است.
در ابتداى اين دوره، وقتى ابن ابى جمهور احسايى (م بعد از ٩٠٦ يا ٩٤٠ ق)[٣] كتاب فقهى عوالى اللئالى العزيزية فى الأحاديث الدينيّة را همراه با پارهاى از روايتهاى مخالفان به رشته تأليف كشيد، مورد انتقاد و بىاعتمادى برخى فقها قرار گرفت. به دنبال آن، فعّاليتهاى حديثى قرن دهم تا نيمه قرن يازدهم، بر اساس سنّىستيزى و عدم اعتماد به منابع اهل سنّت، شدّت گرفت. امير فيض اللَّه بن عبدالقاهر حسين تفريشى (م ١٠٢٦ ق)، چهل حديث معتبر و صحيح را درباره مخالفان اهل بيت عليهم السلام از كتاب الكافى جمعآورى نمود و در پايان هر حديث، خود، مطالبى بدانها افزود.[٤] ادامه اين سياستها مفيد واقع نگرديد و علماى شيعى براى اثبات عقايد خويش، بويژه در باب امامت، بر آن شدند تا دامنه فعّاليتهاى حديثى خويش را به
[١]. زيبا كردن از طريق كاستن.
[٢]. زيبا كردن از طريق افزودن. مراد، آراستن كتب حديثى اهل سنّت با رواياتى از ائمه معصوم است.
[٣]. آشنايى با بحار الأنوار، ص ١٤.
[٤]. الذريعة، ج ١، ص ٤٢٤؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ١٣، ص ٣٥٥.