دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٩ - ٢/ ٧ دانشورترين امت
بودند تا آخرين نفر كشت!
ابن عباس به وى گفت: آيا به نظر تو من داناترم يا على؟
گفت: اگر از نظر من على داناتر بود، هرگز از تو نمىپرسيدم.
ابن عبّاس، خشمگين شد و خشمش فزونى گرفت و گفت: مادرت به عزايت بنشيند! على ٧ مرا آموزش داده است. دانش او از پيامبر ٦ بود. خداوند، پيامبر ٦ را از فراز عرش خود، آموزش داده بود. پس دانش پيامبر ٦ از خدا، و دانش على ٧ از پيامبر ٦، و دانش من از دانش على ٧ است، و دانش همه ياران محمّد ٦ در كنار دانش على ٧ چون قطرهاى در برابر هفت درياست.
٤٨٦٧. اسد الغابة به نقل از عبد الملك بن ابى سليمان: به عطا گفتم: آيا در ميان ياران پيامبر خدا، كسى داناتر از على ٧ بود؟
گفت: نه. به خدا سوگند! چنين كسى را نمىشناسم.
٤٨٦٨. مقتل أمير المؤمنين به نقل از عبد الملك بن ابى سليمان: به عطا گفتم: آيا بين ياران پيامبر خدا، دينشناستر از على ٧ بود؟
گفت: نه. به خدا سوگند، من چنين كسى را نمىشناسم.
٤٨٦٩. الكافى به نقل از ابو سعيد خُدْرى: هنگامى كه ابو بكر در گذشت و عمر را جانشين خود كرد، من حاضر بودم. يكى از بزرگان يهودِ مدينه كه يهوديان مدينه مىپنداشتند او داناترين فرد روزگار خويش است، نزد عمر آمد و به وى گفت: اى عمر! من نزد تو آمدهام و مىخواهم مسلمان شوم، حال اگر به پرسشهاى من پاسخ دهى، تو آگاهترينِ ياران محمّد ٦ به قرآن و سنّت و چيزهايى كه مىخواهم بپرسم، هستى.
عمر به وى گفت: من چنين نيستم؛ ولى تو را به كسى راهنمايى مىكنم كه