دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢١ - ٢/ ٦ وارث دانش پيامبران
به وى گفته شد: آن سنّتها چه بودند؟
فرمود: «همه دانش پيامبران كه پيامبر خدا، همه آنها را نزد امير مؤمنان نهاد».
مردى به ايشان گفت: اى فرزند پيامبر خدا! آيا امير مؤمنان، داناتر بود يا برخى از پيامبران؟
امام باقر ٧ فرمود: «گوش كنيد چه مىگويد! خداوند، گوشهاى هر كس را بخواهد، شنوا مىكند. من به او گفتم: خداوند، دانش همه پيامبران را براى محمّد ٦ گِرد آورد و او همه آن را در نزد امير مؤمنان، گِرد آورد، و اين مرد مىپرسد: آيا او داناتر است يا برخى از پيامبران؟!».
٤٨٥١. امام صادق ٧ در حديث بلندى، از انبيا و اوصياى آنان سخن گفت، سپس از پيامبر ٦ و وصيت او به على ٧ ياد كرد و گفت:... آنگاه جبرئيل ٧ نزد وى آمد و گفت: «اى محمّد! تو پيامبرىات را به پايان بردى و روزگارت را به آخر رساندى. پس اسم اكبر، ميراث دانش و آثار علم نبوت را در نزد على بگذار؛ چرا كه من زمين را بدون آن كه عالِمى (حجّتى) در آن داشته باشم، رها نمىكنم تا با او، اطاعت من و ولايت من، شناخته شود، و براى كسانى كه بين درگذشت پيامبرى و آمدن پيامبر ديگر به دنيا مىآيند، حجّت باشد».
پيامبر خدا، اسم اكبر و ميراث دانش و آثار علم نبوّت را به على ٧ وصيّت كرد و هزار كلمه و هزار باب به وى وصيّت نمود كه از هر كلمه و هر باب آن، [راه بر] هزار كلمه و هزار باب، گشوده مىشود.
٤٨٥٢. امام صادق ٧: در على ٧ سنّت هزار پيامبر از پيامبران بود و دانشى كه با آدم ٧ فرود آمد، باز نگشت. عالِمى (حجّتى) كه در مىگذرَد، دانش او از بين نمىرود و آن دانش، به ارث برده مىشود.