دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٣ - ٣/ ٥ ٧ جمع بين عبادت و كار كردن
٤٥٨١. كتاب من لا يحضره الفقيه: امير مؤمنان، در گرماى نيمروز به دنبال معاش به مقدارى كه برايش بس باشد، مىرفت و مىخواست كه خداوند، او را در حالى كه خود را براى طلب كسب حلال به رنج مىافكَند، ببيند.
٤٥٨٢. امام باقر ٧: شخصى اميرمؤمنان را در حالى كه روى بارى از هسته خرما نشسته بود، ديد. به وى گفت: اى ابو الحسن! اين بار چيست؟
فرمود: «إن شاء اللّه، هزار نهالِ نخل!».
على ٧ آنها را كاشت و حتى يك هسته را هم واننهاد.
٤٥٨٣. علل الشرائع به نقل از ابن عمر: روزى در مدينه، همراه پيامبر ٦ بودم و ايشان در پى على ٧ مىگشت تا آن كه به بوستان او رسيديم. به درون آن سركشيد. على ٧ را در حالى كه غبارآلود مشغول كار روى زمين بود، ديد. فرمود: «مردم را از اين كه تو را" ابو تراب" خطاب كنند، سرزنش نمىكنم».
٤٥٨٤. المستدرك على الصحيحين بهنقل از ابن عبّاس، درباره على ٧ در جنگ خيبر: پيامبر خدا به او فرمود: «فردا مردى را خواهم فرستاد كه هيچگاه، خدا او را شرمنده نمىكند. او خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش نيز او را دوست مىدارند».
يكى گردن كشيد. فرمود: «على كجاست؟».
گفتند: او در آسياب، آرد مىكند.[١]
فرمود: «كسى از آنها نيست كه آرد كند؟».
على ٧ در حالى كه چشمْ دردى داشت كه نمىتوانست ببيند، آمد. پيامبر صلى الله عليه و
آله در
[١] شايان ذكر است كه امام ٧ حتّى در آن زمان كه به سبب چشمْ درد، توان فعّاليت از او سلب شده بود، به كارهايى چون آسياب كردن غلّات براى سپاه اسلام كه نيازى به ديدن نداشت مىپرداخت، در حالى كه از فرماندهان سپاه و سابقه داران در اسلام و نيز داماد پيامبر خدا بود.