دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٧ - ٣/ ٣ ١٤ دعاهاى منظوم امام
اى دارنده بزرگىها! تكيهام بر توست
خوشا به حال آن كه تو مولايش هستى!
خوشا به آن كه پشيمان و شكسته است
و به آن صاحب جلال، از گرفتارىاش شكايت مىكند.
آن كه هيچ عليلى و بيمارىاى
جز عشق به مولايش ندارد،
اگر در دل تاريكى به درگاهش آه و ناله كند
خداوند، او را پاسخ مىدهد و به او لبّيك مىگويد.
٤٤٧٢. امام على ٧ نيز در ديوان منسوب به ايشان:
خداى من! عذابم مكن؛ چرا كه من
به آنچه كه از من سر زده، اقراركنندهام.
براى من، چارهاى وجود ندارد، جز اميدم
به گذشت تو اگر بگذرى و حسن ظنّى كه به تو دارم.
چه بسيار لغزش من در خطاها كه در آن
انگشت به دندان گرفتم و دندان به هم زدم.
گمان مردم به من، خوب است، حال آن كه من
اگر از من نگذرى، بدترينِ مردم هستم.
در پيش رويم، زندانى طولانى است
كه گويى من به آن زندان، فرا خوانده شدم.
گويا به درخشش دنيا، جنون پيدا كردم
و به آرزو، عمرم را در آن گذراندم.
اگر من به راستى در آن، زهد مىورزيدم
پس از دوستى، دشمن آن مىگشتم.