دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٣ - ٣/ ٣ ١٤ دعاهاى منظوم امام
خداى من! ياد گذشت تو اندوهم را زدوده
و ياد خطاها، ديدهام را به اشك افكنده است.
خداى من! از لغزشهايم درگذر و گناهم را محو نما
چرا كه من اعتراف كننده، بيمناك و التماسكنندهام.
خداى من! راحت و رحمتى از خود به من برسان
من، جز درهاى رحمت تو را نخواهم كوبيد.
خداى من! اگر مرا دور كنى و يا خوارم سازى
چارهام چيست اى خدا و چه كار كنم؟
خداى من! اگر نااميدم سازى يا طردم كنى
پس، از كه اميد داشته باشم و از كه طلب شفاعت كنم؟
خداى من! عاشق، شب زندهدار است
نجوا مىكند و مىخواند، در حالىكه غافل، آرام خوابيده است.
خداى من! از اين مردمان، گروهى به خواباند
و گروهى بيدارند كه در شب، به درگاهت تضرّع مىكنند.[١]
و همهشان عطاى تو را اميد دارند و اميد
به رحمت بزرگ تو مىبَرَند و طمع بهشت دارند.
خداى من! اميدم، آرزوى سلامت به من داده
و زشتى خطاهايم رسوايم نموده است.
خداى من اگر در گذرى، پس گذشتت نجاتم مىدهد
و اگر نه، به گناه ويرانگر، نابود خواهم گشت.
خداى من! به حقّ [پيامبر] هاشمى و خاندانش
و به حرمت خوبانى كه براى تو خُشوع مىورزند.
خداى من! مرا با دين احمد، محشور كن
توبهكنان، پرهيزگار، فرمانبُردار و خاضع براى تو.
[١] اين بيت در مصدر اصل نبود، گرچه سياق شعر آن را اقتضا مىكند و ما آن را از چاپ ترجمه شده توسط مرحوم مصطفى زمانى آورديم.