دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٥ - مناجات شعبانيه
به گذشتت تو را مىگيرم، و اگر مرا به دوزخ اندازى، به همه دوزخيانْ اعلام خواهم كرد كه دوستت دارم.
خداى من! اگر در برابر اطاعت از تو اعمالم اندك است، در كنار اميدوارى به تو آرزوهايم بزرگ است.
خداى من! چگونه از نزد تو دست خالى و نااميد بروم، حالْ آن كه چشمداشت من به بخشش تو آن است كه مرا نجات يافته بازگردانى؟
خداى من! عمرم را در حرص فراموشى تو گذراندم و جوانىام را در مستى دورى از تو نابود كردم.
خداى من! در روزگار مغرور شدنم بر تو و گرايشم به راه خشم تو، بيدار نشدم.
خداى من! بنده تو و فرزند بنده تو ام كه در پيشت ايستادهام و به اميد كَرَم تو به تو متوسّل شدهام.
خداى من! بندهاى هستم كه از كمحيايى خود در برابر نظر تو، كه با آن با تو رودررو مىشدم، عذر مىخواهم و از تو درخواست گذشت دارم؛ چرا كه گذشت، زيب بزرگوارى توست.
خداى من! براى من توانى نبود تا به وسيله آن از نافرمانىات بيرون رَوم، مگر آنگاه كه براى محبّتت مرا بيدار كردى و آن گونه كه خواستى باشم، شدم. پس تو را شكر مىگويم، براى اين كه مرا در كَرَمت داخل كردى و براى پاك كردن دل من از چركهاى غفلت از خودت.
خداى من! به من، چونان كسى بنگر كه تو را مىخوانَد و پاسخش مىدهى و به يارى خود به كارش گرفتهاى و او اطاعتت كردهاست. اى نزديكى كه از فريفته خود دور نيستى! اى بخشندهاى كه بر آن كه اميد پاداش دارد، بخل نمىورزى!
خداى من! به من دلى ده كه شوقش مرا به تو نزديك سازد، و زبانى كه راستگويىاش او را به سوى تو كشانَد، و توجهى كه حقّش، او را به تو نزديك كند.
خداى من! كسى كه با تو شناخته شده باشد، ناشناخته نيست، و آن كه به تو پناه بَرَد، وامانده نيست، و آن كه تو به او روى آورى، آزاد است.
خداى من! كسى كه با تو راه جويد، به نور راه برده است، و آن كه به تو متوسّل شده، به پناهگاه راه يافته است، و من به تو پناه جستهام.
خداى من! اميد من را به رحمتت ناكام مكن، و از لطفت محرومم مساز.
خداى من! مرا در بين دوستانت در جايگاه اميد به فزونى محبّتت بنشان.
خداى من! به من شيدايى ياد پياپى خود را الهام كن، و همّتم را در معنويت پيروزى نامهاى تو و جايگاه قدس خود قرار ده.