دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩ - ٣/ ١ ٥ حضور قلب در نماز
نماز با قيام، ركوع، سجود، وضو و فروتنى به جا آورد و در آن به چيزى از دنيا اهتمام نورزد و دلش به فكر دنيا نيفتد تا يكى از اين دو ناقه را به او هديه بدهم؟». يك بار، دو بار و سه بار فرمود و هيچ كدام از يارانش پاسخ ندادند.
امير مؤمنان برخاست و گفت: من، اى پيامبر خدا! دو ركعت نماز به جا مىآورم و تكبيرة الإحرام مىگويم و تا آن هنگام كه سلام بدهم، بهياد چيزىاز دنيا نخواهم افتاد.
فرمود: «اى على! درود خدا بر تو باد! بخوان».
امير مؤمنان، تكبير گفت و وارد نماز شد. هنگامى كه سلام داد، جبرئيل ٧ بر پيامبر ٦ فرود آمد و گفت: اى محمّد! خداوند به تو سلام مىرساند و مىگويد: يكى از دو ناقه را به او بده.
پيامبر خدا فرمود: «من با او شرط كردم كه دو ركعت نماز بگزارد و در آن، هيچ به ياد چيزى از دنيا نيفتد تا اگر نماز گزارد، يكى از دو ناقه را به وى بدهم و او در تشهّد نشست و پيش خود فكر كرد كه كدام يك از آن دو را بگيرد».
جبرئيل ٧ گفت: اى محمّد! خداوند به تو سلام مىرساند و مىگويد: او انديشيد كه كدام يك را بگيرد كه چاقتر و بزرگتر باشد و آن را نحر كند و در راه خدا، آن را صدقه بدهد. بنابراين، تفكّر او براى خداوند عز و جل بود، نه خودش و يا دنيا.
پيامبر خدا گريست و هر دو ناقه را به وى داد.
خداوند درباره او اين آيه را نازل كرد: «قطعا در اين يادآورىاى است»، يعنى پندى است. «براى هر صاحبدلى» يعنى صاحب خردى. «و گوش فرادهندهاى» يعنى امير مؤمنان به كسى كه از زبان او كلام خدا را تلاوت كرد، گوش فرا مىدهد. «در حالى كه گواه است» يعنى امير مؤمنان در نمازش گواهِ بر دلى بود كه از آنِ خداوند بود، و در نمازش به هيچ كارى از كارهاى دنيا نمىانديشيد.
٤٢٢٨. إرشاد القلوب درباره على ٧: در بين دو سپاه، براىاو بساط نماز مىگستردند وتيرها از هرسو در اطرافش فرود مىآمدند. با اين حال، او از پروردگارش غافل نمىشد