دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٩ - و دنيا، يار آخرت
و هر كس به آن اعتماد كند، چرا كه فريبش مىدهد.
٤٣٤٢. امام على ٧ در مناجاتش: خداى من! چگونه دلهاى ما به همراهى دنيا شادمان گردد و چهسان كارهاى ما در سختىهاى آن، سامان گيرد؟ چگونه شادىهاى ما در آن، خالص [و بىغصّه] شود و چگونه از سرِ فريب و لهو و لعب، زماممان را بهدست گيرد، درحالىكه گورهاى ما به نزديك شدن مرگها فرامان مىخوانند؟
خداى من! چگونه در سرايى كه در آن براى ما حفرههايى براى مرگْ كَنده شده و تارهاى بىوفايى آن به دست مرگ، بافته شده و شرنگ تلخ آن، به اجبار در كاممان ريخته شده و جان به پايان گرفتن عيش آن، رهنمون گشته است شادمان باشيم؟
اى كاش جانها به فزونى لذّتهاى آن، گوش نمىدادند و به خاطر بسيارى زينتهايش فريب فانى شوندهها را نمىخوردند!
خداى من! از كيدهاى نيرنگش به تو پناه مىبريم، و براى عبور از پلهاى آن، از تو يارى مىجويم، و با يارى تو از پيامد شهوتهايش انداممان را باز مىداريم، و به كمك تو بالاپوش سرگردانىهايش را از خود برمىگيريم، و به وسيله تو دلها را از سركشى نادانىهايش باز مىداريم.
و دنيا، يار آخرت
٤٣٤٣. الثقات به نقل از حمّاد، از ابراهيم: على بن ابى طالب ٧ دنيا و آخرت را در پنج جمله گِرد آورد. او مىگفت: «بار خدايا! از دنيا و آنچه در آن است، آن قدر درخواست مىكنم كه با آن، زبانم را ببندم، شهوتم را پاس بدارم، امانتم را بپردازم، صله رَحِم كنم، و در آن، براى آخرتم تجارت نمايم».