دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩ - ب حمدهاى او
٤٢٩٢. امام على ٧: سپاسْ خدايى راست كه ستايشِ گويندگان بدان نرسد و نعمتهايش را شمارشگران نتوانند شمارش كنند، و تلاشگران حقّش را نتوانند به جاى آورند؛ آن كه ژرفپويى همّتها دركش نكند و كاوش زيركىها بدان نرسد؛ آن كه براى صفتش نه مرزى محدود است و نه وصفى موجود و نه وقتى شمارش شده و نه پايانى معيّن. به توانمندىاش آفريدهها را آفريد و به رحمتش بادها را پراكَند و با صخرهها (كوهها) لرزش زمينش را مهار كرد.
٤٢٩٣. امام على ٧: سپاسْ خداى راست كه با آفريدههايش بر آفريدگانش تجلّى كرد و با حجّتش بر دلهايشان آشكار گرديد. آفريدهها را بىكاربرد انديشه آفريد؛ چرا كه انديشه جز براى آنان كه برخوردار از ذهناند، شايسته نيست و او در ذات خود داراى ذهن نيست.
٤٢٩٤. امام على ٧: سپاسْ خدايى را كه فضلش را در بين بندگانش پراكنده ساخته است و دست خويش را در بين آنان به بخشندگى گشوده است. او را در همه كارهايش سپاس مىگوييم و از او براى رعايت حقوقش يارى مىطلبيم.
٤٢٩٥. امام على ٧: سپاسْ خدايى را كه سپاسش در بين بندگانش منتشر است، سپاهش غالب، و عظمتش متعالى است. او را بر نعمتهاى پياپى و نعمتهاى بزرگش سپاس مىگويم؛ همو كه بردبارىاش بزرگ است و مىبخشد و در هر آنچه كه حكم مىكند، داد مىورزد و بر آنچه كه مىآيد و آمده، داناست. به دانش خود آفريدهها را آفريد و بدون پيروى از نمونه و آموزش ديدن، به حكمت خود، آنان را پديد آورد.
٤٢٩٦. امام على ٧: سپاسْ خدايى را كه كارهاى مخفى را مىداند و نشانههاى آشكار بر هستى او گواهاند. چشم بينا او را نمىتواند ديد. با اين حال، نه چشمى كه او را نديده، [مىتواند او را] انكار كند و نه دلى كه او را اثبات كرده، [مىتواند] او را ببيند.
٤٢٩٧. امام على ٧: سپاسْ خدايى را كه مكانى او را فرا نمىگيرد و زمانى او را محدود