دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٢ - درآمد
و نه واقع، در چهارده قرن پيش درباره: پيدايش جهان آفرينش، آفرينش فرشتگان و آسمان و زمين و انسان و حيوان، جامعهشناسى، روانشناسى، تاريخ، ادبيات، فيزيك، زمينشناسى و ... رُخ نموده، براى دانشيان امروز، با همه تطوّر و تكامل علوم، تازگى دارد؟
آيا مىتوان تمام زواياى دانش كسى را كه بلندْقامت و استوار ايستاد و صلاى «سَلونى قبلَ أن تَفقدونى» را در داد و هرگز و در برابر هيچ پرسشى فرو نمانْد و اين مدّعا در تاريخ پيش و پس از او جز خود او مصداقى نيافت، شناخت و شناساند؟!
گستره دانش او در هالهاى از ابهام مانده و خواهد ماند؛ چرا كه پيامبر خدا فرمود:
ما عَرَفَ اللّهَ حَقَّ مَعْرِفتِهِ غَيري وغَيرُكَ، وَما عَرَفَكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ غَيرُ اللّهِ وَغَيري.[١]
جز من و تو، كسى خداى را به درستى نشناخت و جز خدا و من، كسى تو را [اى على!] درست نشناخت.
قلم در دست هر كس و با هر توانى باشد، جز اعتراف به ناتوانى، چارهاى ندارد.
بدينسان، متنبّىوار بايد از تبيين ابعاد و علوم على ٧ اظهار ناتوانى كرد و سكوت را كه در هنگامهاى چنين، گوياترين است[٢] پيشه ساخت، و خامه را به خود او سپرد تا مگر اندكى از آنچه را يافته، وا گويد و قطرهاى از امواج خروشان حقايق و معارف درياوارش را بر نمايد.
|
اى على كه جمله عقل و ديدهاى! |
شمّهاى وا گو از آنچه ديدهاى.[٣] |
|
[١] ر. ك: ج ٨ ص ٢٥٣( جز خدا و من، كسى او را نشناخت).
[٢] ر. ك: ج ٩ ص ٢٦٩( متنبّى).
[٣] ر. ك: مثنوى معنوى.