دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨١ - درآمد
ما نرسيده، بسى اندك است.
در واقع، تأمّل در گستره دانش امام على ٧ بسى شگفتآور است. قلم، آنگاه كه مىخواهد درباره دانش على ٧ حقيقتى را رقم زند و واقعيتى را بر نمايد، در برابر دريايى موجخيز و ناپيدا كرانه قرار مىگيرد؛ دريايى موج بر موج كه نه كرانه آن پيداست و نه ژرفاى آن، دستيافتنى!
خامه چگونه مىتواند ابعاد دانش او را بنماياند كه باب «علم» و «حكمت» پيامبر خدا و «گنجينه بزرگ دانش» او و همه انبياى الهى بوده است؟
قلم، چهسان مىتواند گستره علمى على ٧ را رقم زند كه تمام دانشهاىِ قرآنى، دينى، بلايا و منايا (حادثهها و سرنوشتها) را در نورديده بود و گذشتهها و آيندهها برايش چونان آنچه در پيشِ ديد است، روشن و آفتابى بود؟
على ٧ به تصريح روايات، تمامت «علم كتاب» را در اختيار داشت، كه اندكى از آن به آصف بن بَرخيا قدرت داده بود تا تخت بلقيس را كه فرسنگها از سليمان دور بود، در كمتر از يك چشم به هم زدنى، نزد او حاضر كند. اكنون بايد نيك تأمّل كرد و از سر تنبّه، انديشيد كه اين گستره دانش، تا كجاست؟ و آيا مىتوان از نگاشتهها و دفترها و ... آن را بَر نمود و ابعاد آن را نشان داد؟
دانش گسترده او چنان بود كه چون اندكى از آن بر نموده مىشد، ديدهها خيره مىگشت و خِردها را حيرت مىگرفت و رعشه بر اندامها مىافتاد. به اين كلام مولا ٧ بنگريد:
إنْدَمَجْتُ عَلى مَكْنُونِ عِلمٍ لو بُحتُ بِهِ لَاضْطَرَبْتُمْ اضطِرابَ الأرْشِيَةِ في الطويّ البَعيدة.[١]
من در اسرارى سر به مُهر فشرده شدهام كه اگر از آنها سخن بگويم، چون ريسمان در دلِ چاهى ژرف، به لرزه خواهيد افتاد.
چگونه مىتوان ابعاد دانشى را ترسيم كرد كه آنچه اندكى از آن به اقتضاى حال،
[١] نهج البلاغة: خطبه ٥.