دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٩ - ١/ ٧ املاى پيامبر و نوشتن على
آن چنين آمده بود: «از سهم ارث كم گذاشته نمىشود».
٤٨٠٠. الكافى به نقل از ابو جارود، از امام باقر ٧: چون هنگام شهادت حسين بن على ٨ فرا رسيد، دختر بزرگ خود، فاطمه را فرا خواند و كتابى سربسته و وصيّتى سرگشاده به وى داد. على بن حسين ٨ نيز با آنان همراه بود و به دلدردِ سختى دچار شده بود كه گمان نمىكردند جان سالم به در بَرَد. فاطمه آن كتاب را به على بن حسين ٨ داد، و سوگند به خدا اى زياد!، كه آن كتاب، به دست ما رسيده است. [ابو جارود مىگويد: «گفتم: فدايت شوم! در آن كتاب، چه چيزى هست؟». فرمود:] سوگند به خدا، هر آنچه كه آدمى زادگان از روز آفرينش آدم ٧ تا پايان دنيا بدان نيازمندند، در آن آمده است. سوگند به خدا، در آن، [احكام] حدود هست. حتى جريمه خَراش هم در آن آمده است.
٤٨٠١. الأمالى، طوسى به نقل از يعقوب بن ميثم تمّار، از آزاد شدگان على بن حسين ٨: نزد امام باقر ٧ رفتم و به وى گفتم: فدايت شوم، اى پسر پيامبر! من در نوشتههاى پدرم ديدم كه على ٧ به پدرم ميثم گفته بود ...: شنيدم پيامبر خدا [اين آيه را] مىخوانْد: «آنان كه ايمان آوردند و كار شايسته كردند، آنان بهترين مردم هستند»، سپس رو به من كرد و فرمود: «سوگند به خدا اى على! كه آنان، تو و پيروانت هستيد. وعده ديدار تو و آنان، فردا در كنار حوض است، كه نورانى چهره و سرمه به چشم و تاج بر سر، خواهيد بود».
امام باقر ٧ فرمود: اين مطلب، در كتاب على ٧ به طور دقيق، همينگونه آمده است.