دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٥ - درآمد
به دست آوردهايم. آنچه ما بدان دست يافتهايم، نمىتواند چيزى به حساب آيد، جز اندكى از آنچه امام ٧ اقدام به بيان آن كرده و آن را بر امّت، آشكار ساخته است، كه متأسفانه، يا خبر آن و يا اصل و اساسش و يا اثرش، بنا به دلايل گوناگون كه در جاى خود گفته شده از ميان رفته و به ما نرسيده است.
شگفتا از دانش امام ٧ كه كنجكاوى در ابعاد بىپايان آن، چه بسا موجب بُهت و حيرت مىشود. هنگامى كه براى شرح يكى از حقايق آن علم، دست به قلم مىبريم، ناگهان دريايى موجخيز در پيش روى خود مىبينيم كه رودهاى آن به اطراف و اكناف، روان است. دانش امام، درياى پايانناپذيرى است كه امواجش انباشته و پى در پى مىآيند و رودهاى آن، در افقهاى دوردست، جريان مىيابند و بستر آن، متلاطم و ناآرام است.
قلم، چگونه مىتواند بلنداى دانش امام ٧ را كه دروازه علم و حكمت پيامبر است به تصوير بكشد؟ و كلمات، چگونه مىتوانند قله دانش او را فتح كنند، در حالى كه او گنجينهدار دانش پيامبر ٦ و همه پيامبران است؟
قلم، چگونه مىتواند پابهپاى دانش امام ٧ پيش برود، در حالى كه دانش او، همه دانشهاى قرآنى و معارف دينى و مرگ و ميرها و حوادث را در بر مىگيرد؟ صاحب اين دانش، به گذشته و حال، چنان مىنگريست كه گويى به اشخاص پيش روى خود نگاه مىكند. همه چيز، همانند خورشيد در وسط آسمان، برايش روشن و آشكار بود.
تمامى «علم الكتاب» بر اساس تصريح روايات، نزد امام على ٧ بود، در حالى كه در نزد آصف بن برخيا جز اندكى از آن نبود و او با اين وصف، مىتوانست تخت بلقيس را در يك پلك به هم زدن، از فاصلهاى دوردست، نزد سليمان، حاضر كند. پس شايسته است با روشندلى و بصيرت و انديشه، در علم آصف (علمٌ مِنَ