دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٣ - ٥/ ٦ ضربههاى كارى
حارث بن نوفل گفت: فضل بن عبّاس برايم روايت كرد: آن روز، در حالى كه همه مردم پراكنده شده بودند، عبّاس، چشم گرداند و على را در ميان ياران ثابت قدمِ اطراف پيامبر ٦ نديد و گفت: زشت است! بال و پرش ريخته! آيا درست است كه در چنين وضعى، پسر ابوطالب، خود را از پيامبر ٦ جدا كند، در حالى كه چنين جايى جاى اوست؟! يعنى بزنگاهها جاى حضور اوست. گفتم پدر جان! درباره پسر برادرت، سخن، كوتاه كن! گفت: فضل، مگر چه شده؟ گفتم: مگر نمىبينى كه على در ميان سوارگان خط اوّل جنگ است! مگر نمىبينى كه او در ميان گرد و غبار جنگ است؟ گفت: پسرم! او را به من نشان بده. گفتم: همان كه چنين و چنان است و صاحب رداست. پرسيد: آن درخشش و برق چيست؟ گفتم: شمشير على است كه با آن، صفوف را مىدرد و از ميان مىبرد. پس گفت: نيكِ پسر نيك! عمو و دايىاش فدايش باد! نوفل گفت: على، آن روز، چهل مرد جنگجو را زد و همه را به درازا بريد، حتّى بينى و نرينگىشان را. و ضربههاى على، يكباره مىكشت.
٤٧٣١. المناقب، ابن شهر آشوب: ضربههاى على ٧ دو گونه بود. هرگاه ضربه بلند مىگرفت، به طولْ قطع مىكرد و هرگاه كوتاه مىنمود، از عرض مىبُريد.
گفتهاند: «ضربههاى او كارى بود. هرگاه عمودى بود، به طولْ قطع مىكرد و هرگاه افقى بود، به عرض مىبُريد و هرگاه به دژى مىرسيد، ويران مىكرد».
و گفتهاند: «كانت ضرباته مُبتكرات لاعُونا؛ ضربههاى او بكر (كارى) بود و تكرار نداشت». «بكر» به ضربهاى گفته مىشود كه بُرنده است و تكرار، لازم ندارد و «عون»، ضربهاى است كه ناقص بخورد و نياز به تكرار داشته باشد.
و گفته شده كه ضربات او در سختى و كوران جنگ، بسيار شديد بود و هيچ قهرمانى در شدّت ضربه، بر او پيشى نگرفته است.
٤٧٣٢. حياة الحيوان الكبرى: در درّة الغوّاص آمده است: از چيزهايى كه در شجاعت على ٧ نقل شده، اين است كه: «كانَ إذَا اعتلى قَدَّ، وإذَا اعترضَ قَطَّ؛ هرگاه عمودى مىزد، از طولْ قطع مىكرد، و هرگاه افقى مىزد، از عرض مىبُريد». «قدّ»، بُريدن طولى يك چيز است و «قطّ»، بُريدن عرضى.