دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٩ - ٤/ ٢ ٢ آنچه براى پيامبر حلال است، براى على نيز حلال است
٤/٢-٢
آنچه براى پيامبر حلال است، براى على نيز حلال است
٤٦٥٤. تاريخ المدينة به نقل از جابر بن عبد اللّه: پيامبر خدا، مردم را از مسجد، خارج كرد و فرمود: «در مسجد من نخوابيد».
مردم، خارج شدند و على ٧ هم خارج شد. به على ٧ فرمود: «برگرد. آنچه كه در اين مسجد بر من حلال شده است، براى تو هم حلال شده. گويى مىبينم كه تو [در قيامت]، آنان را از حوض [من] دور مىكنى و در دستت عصايى از چوب درخت عَوسج است».
٤٦٥٥. تاريخ دمشق به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى: ما در مسجد، خوابيده بوديم كه پيامبر خدا در حالى كه در دستش تَركه ترى بود، وارد شد و با آن، ما را زد و فرمود: «آيا در مسجد، مىخوابيد؟ هيچ كس در آن نخوابد».
ما سريعا از مسجد، خارج شديم و على بن ابى طالب هم به سرعت با ما خارج شد.
پيامبر خدا فرمود: «اى على، بيا! آنچه در مسجد براى من حلال است، براى تو هم حلال است. اى على! آيا خشنود نمىشوى كه نسبت به من، چون هارون نسبت به موسى ٧ باشى، جز در پيامبرى؟ سوگند به آن كه جانم در دست اوست، در روز قيامت، تو كسانى را از حوض من با عصايى از جنس درخت عوسج كه همراه دارى دور مىكنى، چنان كه شترِ بيگانه را از آبگاه، دور مىكنند، و گويى كه من اكنون به جايگاه تو در كنار حوضم مىنگرم».
٤٦٥٦. پيامبر خدا ٦: اى على! بر هيچ كس، بجز من و تو، روا نيست كه در اين مسجد، جُنُب شود.