دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٣ - ٤/ ١ ٤ استدلال امام به برادرى بين خود و پيامبر
من، جز دروغگوى افترا بند، نخواهد گفت.
٤٦٣٦. تاريخ دمشق به نقل از زيد بن وَهْب: روزى نزد على ٧ بوديم. فرمود: «من بنده خدا و برادر پيامبر خدا هستم و پس از من، جز دروغگو اين را نخواهد گفت».
مردى از غطفانيان گفت: به خدا سوگند، من هم همان گونه كه اين دروغگو مىگويد، مىگويم كه: من، بنده خدا و برادر پيامبر او هستم.
پس از آن، به زمين افتاد و مىلرزيد. يارانش او را با خود بردند. من هم در پى آنان رفتم تا به [منطقه] دارعماره رسيديم. به يكى از مردان آنان گفتم: از دوستتان به من خبر بده؟
گفت: با وى چه كار دارى؟
آنان را به خداوند، سوگند دادم. يكى از آنان گفت: به خدا، تا پيش از گفتن اين سخن، هيچ مشكلى در او سراغ نداشتيم. با گفتن آن، به اين وضع افتاد.
وى چنان بود تا مُرد.
٤٦٣٧. تاريخ دمشق به نقل از عبد اللّه بن بهىّ: روزى كه على ٧ به ميدان [كارزار با] مشركان درآمد، گفتند: تو كه هستى؟
فرمود: «من بنده خدا و برادر پيامبر خدا هستم».