دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٧ - ٣/ ٥ ٣ لباس على
پيراهن از سر انگشتانش مىگذشت، آن را مىبُريد.
٤٥٥٤. امام باقر ٧: على بن ابى طالب ٧ در بازار مىگشت و در دست، تازيانهاى داشت. روزى پيراهنى سنبلانى برايش آوردند. آن را پوشيد. آستينهايش از دستانش گذشت. فرمود قسمت اضافىِ آن را قطع كنند تا با دستش هماندازه شود و آنگاه، تازيانهاش را برداشت و رفت تا در بازار، گشت بزند.
٤٥٥٥. امام صادق ٧: على ٧ پيراهن زابى[١] مىپوشيد. آنگاه، دستش را مىكشيد و هر آنچه از آستين لباس را كه از انگشتان دستش بيشتر بود، قطع مىكرد.
٤٥٥٦. المناقب، خوارزمى به نقل از ابو رَزين: بهترين لباسى را كه بر تن على ٧ ديدم، پيراهنى از قِهز (پارچه پشمى سفيد كه رگههايى از حرير در آن باشد) و دو پارچه قِطرانى (محصول محلهاى در شادگان) بود.
٤٥٥٧. المناقب، خوارزمى به نقل از معاويه، از شخصى از خاندان بنى كاهل: على ٧ را در حالى كه شلواركى پوشيده بود، ديدم. فرمود: «بهترين لباس، آن است كه عورت را بپوشاند و به بدن آزار نرساند».
٤٥٥٨. الزهد به نقل از عمر بن قيس: از على ٧ پرسيده شد: چرا پيراهنت را وصله مىزنى؟ فرمود: «چون دل را فروتن مىكند و مؤمن، به آن اقتدا مىكند».
[١] زاب، نام محلّهاى است در شهر واسط در عراق.