دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧١ - ٣/ ٣ ١٥ گوناگون
خداى من! اگر ديده خشمت به هلاكت در من نظر افكَند، ديدگانِ رحمتت، در كار نجات من از هلاكت، نخواهد خوابيد.
خداى من! اگر گناه من، مرا به عذابت عرضه مىدارد، اميد من، مرا به پاداشت نزديك مىكند.
خداى من! اگر ببخشى، به فضل خود مىبخشى، و اگر عذابم كنى، به عدالت خود عذاب مىكنى.
اى آن كه جز به فضل او اميد، و جز از عدل او بيم نمىرود! بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و به فضل خود، بر ما منّت نِه و در عدلت بر ما سخت مگير.
٤٤٩٠. امام على ٧: خداى من! اگر مرگم نزديك شده و اعمال من، مرا به تو نزديك نساخته است، اعتراف به گناه را وسيله عذرخواهىام قرار دادهام. اگر درگذرى، چه كسى از تو شايستهتر به گذشت است؟ و اگر عذابم دهى، چه كسى در آنجا دادگرتر از تو در قضاوت است؟
خداى من! من با توجه به خود، بر خويش ستم كردم، امّا نظر تو از من برنگشت، پس واى بر من اگر با نظرداشت تو نجات نيابم.
خداى من! در تمام زندگىام همواره به من نيكىكننده بودى. پس از درگذشتم، نيكىات را از من مبُر.
خداى من! چگونه از حُسن نظر تو پس از مرگم نا اميد شوم، در حالى كه در زندگىام، جز به نيكويى مرا سرپرستى نكردهاى؟
خداى من! گناهانم مرا بيمناك مىكند و محبّتم به تو، مرا پناه مىدهد. كار مرا آن گونه كه شايسته توست، سامان ده و به فضل خود به كسى كه نادانىاش او را فراگرفته، توجه كن. اى آن كه هيچ پوشيدهاى بر او پوشيده نيست! بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و بر من آنچه از كارهايم را كه بر مردمْ پوشيده مانده، ببخش.
دانش نامه امير المومنين «٧» بر پايه قرآن، حديث و تاريخ، ج١٠، ص:
إلهي سَتَرتَ عَلَيَّ فِي الدُّنيا ذُنوبا، ولَم تُظهِرها، و أنَا إلى سَترِها يَومَ القِيامَةِ أحوَجُ، وقَد أحسَنتَ بي إذ لَم تُظهِرها لِلعِصابَةِ مِنَ المُسلِمينَ، فَلا تَفضَحني بِها يَومَ القِيامَةِ عَلى رُؤوسِ العالَمينَ.[١]٢٧٢
٤٤٩١. عنه ٧: إلهي أنتَ دَلَلتَني عَلى سُؤالِ الجَنَّةِ قَبلَ مَعرِفَتِها، فَأَقبَلَتِ النَّفسُ بَعدَ العِرفانِ عَلى مَسأَلَتِها، أ فَتَدُلُّ عَلى خَيرِكَ السُّؤّالَ، ثمَّ تَمنَعُهُمُ النَّوالَ، و أنتَ الكَريمُ المَحمودُ في كُلِّ ما تَصنَعُهُ يا ذَا الجَلالِ وَالإِكرامِ؟!
إلهي إن كُنتُ غَيرَ مُستَوجِبٍ لِما أرجو مِن رَحمَتِكَ فَأَنتَ أهلُ التَّفَضُّلِ عَلَيَّ بِكَرَمِكَ، فَالكَريمُ لَيسَ يَصنَعُ كُلَّ مَعروفٍ عِندَ مَن يَستَوجِبُهُ.[٢]
٤٤٩٢. عنه ٧: إلهي إن كُنتُ غَيرَ مُستَأهِلٍ لِما أرجو مِن رَحمَتِكَ، فَأَنتَ أهلٌ أن تَجودَ عَلَى المُذنِبينَ بِسَعَةِ رَحمَتِكَ.
إلهي إن كانَ ذَنبي قَد أخافَني، فَإِنَّ حُسنَ ظَنّي بِكَ قَد أجارَني.
إلهي لَيسَ تُشبِهُ مَسأَلَتي مَسأَلَةَ السّائِلينَ؛ لِأَنَّ السّائِلَ إذا مُنِعَ امتَنَعَ عَنِ السُّؤالِ، و أنَا لا غِنى بي عَمّا سَأَلتُكَ عَلى كُلِّ حالٍ.
إلهِي ارضَ عنّي فَإِن لَم تَرضَ عَنّي فَاعفُ عَنّي، فَقَد يَعفُو السَّيِّدُ عَن عَبدِهِ وهُوَ عَنهُ غَيرُ راضٍ.
إلهي كَيفَ أدعوكَ و أنَا أنَا؟! أم كَيفَ أيأَسُ مِنكَ و أنتَ أنتَ؟!
إلهي إنَّ نَفسي قائِمَةٌ بَينَ يَدَيكَ وقَد أظَلَّها حُسنُ تَوَكُّلي عَلَيكَ، فَصَنَعتَ بِها
دانش نامه امير المومنين «٧» بر پايه قرآن، حديث و تاريخ، ج١٠، ص: ٢٧٣
خداى من! در دنيا گناهانى را بر من پوشيده داشتى و آشكار نساختى، و من به پوشيدهداشتن آنها در روز واپسين، نيازمندترم و آنگاه كه آنها را بر گروهى از مسلمانان آشكار نساختى، بر من نيكى كردى. در روز رستاخيز، با آشكار ساختن آنها در پيش چشم جهانيان، مرا رسوا مساز.
٤٤٩١. امام على ٧: خداى من! تو مرا پيش از شناختن بهشت، به درخواست آن، راهنمايى كردى و دل، پس از شناخت آن، به درخواست آن، روى آورد. آيا بر خير خود، درخواستكنندگان را هدايت مىكنى و آنان را از رسيدن، منع مىسازى، حالْ آن كه تو كريم و ستودهاى در هر آنچه انجام مىدهى، اى صاحب جلال و بخشش؟!
خداى من! اگر من شايستگى رحمتت را كه به آن اميد بستهام، ندارم، تو به كَرَم خود، اهل بخشش بر منى. كريم، هر احسانى را فقط به كسى كه شايسته آن است، نمىكند.
٤٤٩٢. امام على ٧: خداى من! اگر من شايستگى رحمتت را كه به آن اميد بستهام، ندارم، تو به خاطر گستردگى رحمتت، اهل نيكى بر گناهكارانى.
خداى من! اگر گناهم مرا بيمناك مىسازد، حسن ظنّم به تو پناهم مىدهد.
خداى من! درخواست من با درخواست درخواستكنندگان، همانند نيست. چون درخواست كنندگان وقتى كه چيزى به آنان داده نشود، از درخواست، دست مىشويند؛ ولى من در هر حال، از آنچه از درگاهت خواستم، بىنياز نيستم.
خداى من! از من خشنود باش. اگر خشنود نيستى، از من درگذر؛ چرا كه سرور از بندهاش، گرچه از او خشنود نباشد، در مىگذرد.
خداى من! چگونه تو را بخوانم، در حالى كه من منم؟ و چگونه از تو نااميد شوم، در حالى كه تو تويى؟!
خداى من! جان من در محضر توست و توكّل نيكوى من به تو، سايهسارش
[١] المصباح للكفعمي: ص ٤٩٣، البلد الأمين: ص ٣١٦ كلاهما عن الإمام العسكري عن آبائه :، بحار الأنوار: ج ٩٤ ص ١٠٥ ح ١٤.
[٢] المصباح للكفعمي: ص ٤٩٢، البلد الأمين: ص ٣١٥ كلاهما عن الإمام العسكري عن آبائه :، بحار الأنوار: ج ٩٤ ص ١٠٥ ح ١٤.