دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٣ - ٣/ ٣ ١٥ گوناگون
من، زندگى و مرگم، از آنِ خدا، پروردگارِ جهانيان است. شريكى براى او نيست. به اين كار، فرمان داده شدهام و من نخستين مسلمانم».
٤٤٧٨. امام على ٧: در روز خيبر، در برابر مَرحَب، پا به ميدان گذاشتم و آنچه را پيامبر خدا به من آموزش داده بود، گفتم، و آن اين بود كه:
«بار خدايا! يارىام كن و بر ضدّ من يارى مرسان.
بار خدايا! مرا پيروز گردان و شكست خوردهام مگردان.
بار خدايا! مرا چيره گردان و بر من چيره مگردان.
بار خدايا! مرا ذاكر خود، شاكر خود، ترسنده از خود، بازگشته و مطيع خود قرار ده كه دشمنانت را مىكُشم».
من در آن روز، مَرحَب را كُشتم و از لباسش و تجهيزاتش دست شُستم. من مىكُشتم؛ امّا لباس و سلاح و مركب دشمن را برنمىگرفتم.
٤٤٧٩. امام على ٧: پيامبر خدا فرمود: «مىخواهى دعايى به تو آموزش دهم كه قرآن را فراموش نكنى؟ [بگو:]
" بار خدايا! همواره تا زمانى كه مرا زنده مىدارى، با [عطاى توفيق] ترك نافرمانىهايت بر من رحم كن، و [با رهانيدنم] از زحمت آنچه برايم سودى ندارد، بر من رحم كن، و آنچه از رفتار من كه تو را خشنود مىكند، حُسن نظر در آن را روزىام كن، و دلم را بر حفظ كتابت، آنسان كه به من ياد دادى، مُلزَم كن، و خواندن آن را، آن گونه كه تو را از من خشنود مىكند، روزىام ساز.
بار خدايا! با كتابت، ديدهام را نورانى كن، و سينهام را فراخ دار، و دلم را شاد ساز، و زبانم را گويا كن، و بدنم را به كار گمار، و بر آن نيرومندم كن و يارىام رسان؛ چرا كه هيچ كمككارى جز تو نيست و خدايى جز تو نيست"».
٤٤٨٠. امام على ٧: خداى من! آنگاه كه دلِ گورها، ما را كه غريب بوديم در خود گرفت و سقف خانههايمان با خشت پوشيده شد، و مسكينانه در گورهايمان بر پهلوى راستمان خوابانده شديم و در تنگترين خوابگاهها تنها رها گشتيم و مرگ، ما را به