دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٩ - ط نيمه رجب
[در روايت ديگرى آمده كه سپس فرمود:] بار خدايا! من به [حقّ] گِرِه عزّتت بر اركان عرش، و نهايت مهربانىات در قرآن، و اسم اعظمت و ياد برتر و برترينت، و كلمههاى تمامت از تو درخواست مىكنم كه بر محمّد و خاندان او درود فرستى، و از تو مىخواهم كه به من، هر چه را كه به عهد تو وفا كنندهتر، و براى حقّ تو ادا كنندهتر، و براى تو خشنود كنندهتر، و براى من در روز بازگشت به نزدت و به سويت بهتر است، تا آنجا كه دوست دارم، بدهى، و از من هر آنچه را دوست ندارم، برگردانى؛ چرا كه تو بر هر چيزى توانايى. به رحمتت، اى مهربانترينِ مهربانان!
ط- نيمه رجب
٤٤٢٠. امام صادق ٧: عَدىّ بن ثابت انصارى، در نيمه رجب بر امير مؤمنان وارد شد، در حالى كه ايشان نماز مىخواند. على ٧ هنگامى كه صداى آمدن او را شنيد، با دست، اشاره كرد كه پشت سرش بِايستد.
عدى گفت: ايستادم. چهار ركعت نماز گزارد و من پيش از او و پس از او كسى را نديدم كه چنين نمازى بخواند. هنگامى كه سلام نماز را داد، دست خود را گشود و گفت:
«بار خدايا! اى خوار كننده هر ستمگر! اى عزّتبخش مؤمنان! تو پناه منى، هرگاه راهها مرا حيران سازند. تو آفريننده من از روى رحمت بر منى، در حالى كه از آفرينش من بىنياز بودى، و اگر رحمت تو نبود، من از نابود شدگان بودم. تو ياور من در پيروزى بر دشمنانم هستى و اگر يارى تو به من نبود، من از رسواشدگان مىبودم.
اى آن كه رحمت را از معدنهاى آن مىفرستد و بركت را از منابع آن، ايجاد مىكند! اى آن كه خويش را به بلندى و بلندْمرتبگى ويژه ساخت! اى آن كه دوستانش به عزّت او عزّت مىورزند! اى آن كه حكمرانان در برابرش طوق خوارى برگردن مىافكنند و از هيبت او بيمناكاند!