دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٣ - د شب جمعه
كه براى عظمت تو به سجده افتادهاند، و بر زبانهايى كه صادقانه به توحيد تو گشوده شده و مدح شكرت را گفتهاند، و بر دلهايى كه به راستى بر خداوندىات اعتراف كردهاند، و بر ضميرهايى كه به تو آگاهى پيدا كرده و فروتن گشتهاند، و بر اعضاى پيكرى كه به سوى جايگاههاى عبوديّت تو مطيعانه مىشتابند و با اقرار [به گناه]، طلب آمرزش مىكنند، تسلّط خواهد يافت؟! چنين گمانى بر تو نيست و درباره فضل تو چنين به ما خبر داده نشده است.
اى كريم! اى پروردگار! تو از ناتوانى من در برابر گرفتارىهاى ناچيز دنيا و كيفرهاى آن و ناخشنودىهايى كه در دنيا بر اهل آن وارد مىشود، آگاهى، با آن كه اين بلاها و ناخشنودىها، زودگذر، ناپايدار و كوتاه مدّتاند. پس چگونه بلاى آخرت و بزرگى ناخشنودىهاى آن را تحمّل كنم، در حالى كه بلاى آن، طولانى و هميشگى است و از اهل آن، كاسته نمىشود؛ چون آن بلا جز بر پايه خشم و انتقام و ناخشنودى تو نيست و اين، چيزى است كه آسمانها و زمين، تاب تحمّل آن را ندارند. اى سرور من! چگونه تحمّل كنم، در حالى كه من، بنده ناتوان، خوار، كوچك، بينوا و افتاده توام؟
اى خداى من و پروردگار من و سرور من و مولاى من! از كدام كارها به تو شكايت آورم و از كداميك ناله سر دهم و گريه كنم؟ از درد كيفر و شدّت آن يا از طول بلا و مدّت آن؟ اگر مرا با دشمنانت در كيفرها قرار دهى و بين من و اهل گرفتارى جمع كنى و بين من و دوستان و يارانت جدايى افكنى، چنان گير اى خداى من و سرور من و مولاى من و پروردگار من كه بر عذابت شكيبايى كنم، بر جدايىات چگونه تاب آورم؟ چنان گير كه بر سوز دوزخت شكيبا باشم، چگونه از نظر كردن به كرامتت خوددارى كنم؟ و يا چگونه در آتشْ منزل گزينم و اميدم بخشش تو باشد؟
پس به عزّت تو اى سرورم و مولايم صادقانه سوگند مىخورم كه اگر مرا گويا در بين اهل دوزخ رها كنى، چون ناليدن اميدواران، ناله خواهم كرد و چون فرياد