دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٩ - ع به هنگام ستودن او در پيش رويش
ن- به هنگام صعود بر كوه صفا
٤٤٠١. الكافى به نقل از على بن نعمان، به صورت مرفوع: امير مؤمنان، هرگاه به بالاى كوه صفا مىرفت، رو به كعبه مىايستاد و دستهايش را بلند مىكرد و مىگفت: «بار خدايا! هر گناهى را كه انجام دادهام، بر من ببخش، و اگر دوباره به گناه برگشتم، دوباره بر من ببخش؛ چرا كه تو بخشاينده و مهربانى.
بار خدايا! با من بدان گونه كه تو شايسته آنى، رفتار كن؛ چرا كه اگر بدان گونه كه شايستهاى با من رفتار كنى، به من رحم مىكنى، و اگر عذابم كنى، تو بىنياز از عذاب منى و من محتاج رحمت توام. پس اى آن كه محتاج رحمت اويم! بر من رحم كن.
بار خدايا! بدانسان كه من شايسته آنم، با من رفتار مكن؛ چرا كه اگر آنسان كه شايسته آنم با من رفتار كنى، مرا عذاب مىكنى، بدون آن كه بر من ستم كنى. من از عدل تو در هراسم و از ستم تو هراسى ندارم. اى آن كه عادلى و ستم نمىكنى، به من رحم كن!
س- به هنگام تهنيت گفتن به مسافر مكّه
٤٤٠٢. امام على ٧: هرگاه برادرت از مكّه آمد، پيشانىاش را ببوس ... و هرگاه خواستيد به وى تهنيت گوييد، بگوييد: «خداوند، عبادتت را بپذيرد، و سعيَت را مورد لطف قرار دهد، و مخارجت را جبران سازد، و آن را آخرين زيارت بيت اللّه الحرام از جانب تو قرار ندهد».
ع- به هنگام ستودن او در پيش رويش
٤٤٠٣. امام على ٧ هنگامى كه گروهى او را پيش رويش ستايش كردند: بار خدايا! تو به من از خودم داناترى، و من از آنان نسبت به خودم آگاهترم. بار خدايا! ما را بهتر از آنچه كه آنان مىپندارند، قرار ده، و آنچه را كه آنان نمىدانند، بر ما ببخش.