فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٤١٨ - معجزه و قانون عليت
مستقيم خداوند است؛ مثلًا حضرت موسى (ع) تنها عصاى خويش را بر زمين افكند و خداوند بود كه آن را به اژدها مبدّل ساخت و بر اين حقيقت گواه است آنكه چون عصا به اژدها مبدّل گشت، موسى (ع) ترسيد و گريخت و خداوند بدو فرمود: «اى موسى! مهراس كه بىگمان پيامبران من نمىهراسند.» (نمل/ ١٠؛ تفسير نمونه، ١٦/ ٣١٦ و ١٠/ ٢٩٣) ديدگاه دوم بر آن است كه معجزه با قدرت و اراده پيامبران (ع) تحقّق مىپذيرد. پيامبران (ع) را نيرو و ارادهاى خارقالعاده است كه به واسطه آن، معجزات را تحقّق مىبخشند.
آياتى از قرآن نيز بر اين مدّعا گواهى مىدهند (مؤمن/ ٧٨؛ بقره/ ١٠٢؛ آل عمران/ ٤٩). قرآن، معجزات را به پيامبران (ع) نسبت داده است؛ امّا بروز آنها را به «اذن اللّه» مىداند و اين تعبير تصريح دارد كه معجزه به اذن خداوند از آنِ پيامبران است (نبوّت/ ١٣٨).
معجزه و قانون علّيّت:
برخى متكلّمان شيعه معتقدند صاحب معجزه با شناخت و تسلّط بر آن دسته از علل طبيعى كه براى ديگران ناشناختهاند، دست به اعجاز مىزند. بدين سان، اعجاز پيرو قوانين طبيعى و علّى است و ميان معجزه و قانون علّيّت، ناسازگارى نيست (الميزان، ١/ ٨٢).
برخى ديگر از متكلّمان بر آناند كه صاحب معجزه با ولايت تكوينى دست به تسخير و تصرّف در علل طبيعى مىزند و به فعل و انفعالات مادّى شتاب مىبخشد و زمانى را كه معلول به آن نيازمند است، به حدّاقل مىرساند. اين گونه اعجاز از نظر عقل ممكن است؛ مانند تحوّلاتى كه دانشمندان علوم تجربى در محصولات كشاورزى رقم زدهاند (مدخل التّفسير، ٢٥؛ تفسير نمونه، ١٣/ ١٨٢؛ براهين اثبات خدا، ٢٥٤). فهم عمومى از معناى معجزه، نقض و خرق طبيعت است با اين بيان كه خداوند حكيم براى تدبير عالم طبيعت، قوانين و علل تكوينى برنهاده است و وقوع رويدادهاى جهان، تنها عادت و توالى محض نيست؛ بلكه به علل پيشينى مستند است كه با تحقّق آنها، وجود رويدادهاى پسين ضرورت مىيابد. بنابر اين ديدگاه، معجزه، قوانين طبيعى را نقض نمىكند و اتقان و اعتبار اصل علّيّت همچنان باقى است؛ زيرا هر چند معجزه خارق قانون طبيعت است و قوانين طبيعى را كنار مىنهد، امّا قوانين فراطبيعى را بر جايشان