فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣١٩ - عقبات
ص
صراط: راه رسيدن به بهشت
به معناى راه راست است. به دين و ولايت اهل بيت (ع) نيز «صراط» مىگويند؛ زيرا راه رسيدن به كمال و سعادت است (مصنفات الشّيخ المفيد، ٥/ ١٠٨). صراط در قيامت پلى است بر جهنم كه تنها با گذر كردن از آن مىتوان به بهشت رسيد. همه انسانها بايد از آن بگذرند. نيكان به سلامت به بهشت مىرسند و بدان مىلغزند و به دوزخ مىافتند (مريم، ٧١ و ٧٢). چگونگى صراط و عبور از آن، بسته به ايمان و عمل آدمى است. در روايت است كه صراط از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است (حقّ اليقين، ٥٦١). برخى مانند برق از آن مىگذرند و برخى همانند اسبِ تيزرو و برخى همچون پيادگان و برخى به آن مىآويزند و گاه آتش آنان را فرامىگيرد و گاه رها مىسازد (امالى صدوق، ١٤٩).
صراط، در حقيقت، تجسّم راهى است كه آدمى در حيات دنيوى پيش گرفته است.
او بايد از جهنّم سوزان شهوات و هوا و هوس بگذرد تا به بهشت پرهيزگارى برسد (حقّ اليقين، ٥٦١؛ پيام قرآن، ٦/ ١٩٢). دين حق و راه پيامبر ٦ و خاندانش (ع) صراط مستقيم دنيوى است (حقّ اليقين، ٥٦٠). در روايتى آمده است كه صراط عبارت از راه معرفت خدا است و دو راه را شامل مىشود: يكى در دنيا و ديگرى در آخرت.
صراط دنيا همان امام معصوم است كه بايد از او فرمان بُرد. هر كس او را به ولايت بشناسد و به هدايتش اقتدا كند، از صراط اخروى نيز مىگذرد و هر كس او را نشناسد، بر صراط مىلغزد و به دوزخ مىافتد (بحارالانوار، ٨/ ٦٦).
عقبات:
صراط اخروى گردنههايى دارد كه آنها را «عقبات» مىنامند. هر يك از عقبات، در حقيقت، يكى از واجبات دينى است كه خداوند برعهده انسان نهاده است. بدين ترتيب، اگر آدمى، در واجبى كوتاهى كرده باشد، بر يكى از عقبهها از