فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٢٧٤ - معانى روح در قرآن
بدن، روح همچنان زنده مىماند و زيست مىكند. علماى اسلام برآناند كه روح در مقايسه با بدن اصالت دارد و بدن در مرتبت نازل او جاى دارد (الميزان، ١٣/ ١٣٠).
براى اثبات وجود و اصالت روح گفتهاند، همه اجزاى مادّى بدن همواره در حال تغيير و جايگزينىاند. سلولهاى بدن مىميرند و سلولهايى ديگر بر جاى آنها مىنشينند؛ امّا خود انسان همان است و دگرگون نمىشود. اين نشان مىدهد كه انسان جز اجزاى مادّى، حقيقتى ديگر دارد كه ثابت و ماندگار است و تغيير نمىپذيرد و مرگ ندارد و عامل وحدت شخصيّت او است و اين همان روح است (تفسير نمونه، ١٢/ ٢٦٣ و ٢٦٤). بنابر آموزههاى اسلامى، روح انسان جاودانه است و نابودى نمىپذيرد و از اين رو، با مرگ انسان، چيزى از روح او كم نمىشود (المبدأ و المعاد، ٣١٣؛ الميزان، ١/ ٣٥٢- ٣٥٠).
قرآن كريم نيز زندگى پس از مرگ را قطعى شمرده است (بقره/ ١٥٤؛ سجده/ ١٠ و ١١) و از سويى ديگر، جسم آدمى پس از مرگ مىپوسد و از ميان مىرود. اين نشان مىدهد كه چيزى جز بدن، زنده مىماند (احقاف/ ١٤؛ زمر/ ٧٢). بدون اثبات بقاى روح، وحدت و يگانگى انسان دنيوى و اخروى اثباتناپذير است و معاد نيز- كه از اصول دين است- معنا نمىيابد (الميزان، ١٣/ ٢٠٩ و ٢١٠). علماى اسلام معتقدند كه چون روح مجرّد و منزّه از مادّه است، جاودان و ماندگار مىماند. از دلايل تجرّد روح، پديده رؤيا است كه گاه آدمى را از آينده خبر مىدهد (صافات/ ١٠٢). اگر دستگاه ادراكى انسان تنها از مادّه باشد، نخواهد توانست از آنچه هنوز در جهان پيش نيامده است، آگاه گردد؛ زيرا مادّه محصورِ زمان و مكان است (المبدأ والمعاد، ٣١٩؛ الميزان، ١٧/ ٢٦٩).