فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٢٤٢ - ٢ عصمت
مىكوشد انسان را بفريبد. بنابر آيات قرآنى، شيطان براى گمراهى انسان بسيار سماجت مىكند و از پس و پيش و چپ و راست بر او هجوم مىبرد (اعراف/ ١٦ و ١٧) و چون به درون آدمى راه يابد، بر او لجام مىزند و اختيارش را در كف مىگيرد و اگر مجال پيدا كند، نسل انسان را به تباهى مىكشد (اسراء/ ٦٢). او به زشتكارىها و گناهكارىها دامن مىزند و از ابزارى همچون قمار و شراب بهره مىگيرد و ميان آدميزادگان دشمنى و كينه مىآفريند و آنان را از ياد خدا باز مىدارد (مائده/ ٩١). آتش آرزوهاى بلند را در دلها مىافروزد و تمنّاى زندگى بيشتر در دنيا را در بندگان مىآفريند و آنان را گمراه مىسازد (نساء/ ١١٩). دنيا و ما فيها را در نظر انسانها مىآرايد و محبّت كالاى دنيوى را در سينه آنان برمىانگيزد و از پاداش اخروى غافل مىكند (حجر/ ٣٩).
***
دلايل امامت
متكّلمان اماميّه براى اثبات امامت علىّ بن ابىطالب (ع) و فرزندان معصوم او (ع) به دو دسته دلايل تمسّك جستهاند:
الف. دلايلى عقلى:
١. قاعده لطف:
همان سان كه بنابر قاعده لطف، ارسال پيامبران بر خدا واجب است، نصب امام نيز واجب است. «امام» كسى است كه از دين الهى آگاهى كامل و بىنقص دارد و در اين آگاهى، از شكّ و گمان پيروى نمىكند و به اشتباه و خطا نمىافتد. پيامبر اسلام ٦ تعاليم اسلام را براى هدايت بشر به ميان مردم آورد؛ امّا در مدّت زندگانى آن پيامبر بزرگآسمانى ٦ مجال نبود تا مردم همه احكام و معارف الهى را بياموزند. بدين روى، لازم نمود كسانى كه از معارف وحيانى و غيبى نصيب مىبرند، پس از او ميان مردم باشند و مردم را دستگيرى كنند و راه هدايت را استمرار بخشند. پيامبر ٦ نيز اين كسان را براى روزگار پس از خويش معرّفى فرمود.
متكلّمان اماميّه، اين استدلال را بر قاعده لطف بنا كردهاند؛ بدين معنا كه لطف الهى اقتضا دارد راه پيامبر ٦ ادامه يابد و امامان معصوم (ع) بر مسند هدايت و امامت جلوس كنند (مجموعه آثار شهيد مطهّرى، ٤/ ٨٧١؛ كشف المراد، ٣٨٨؛ كلم الطيّب، ٣٢٩؛ الالهيّات، ١/ ٥٢٩).
٢. عصمت:
از نظرگاه اماميّه، امام حافظ و نگاهبان