فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ١٤٣ - ديدگاه اسلام درباره انسان
الإماميّة، ٥٦٣). در تعاليم اسلامى، مرتبه انسان بسى والاتر از ديگر آفريدگان است (اسراء/ ٧٩). بنابر اين ديدگاه، زمين و آنچه در آن است، براى انسان آفريده شده است (بقره/ ٢٩). امّا از سوى ديگر، او را ستمگر و ناسپاس (ابراهيم/ ٣٤)، نادان (احزاب/ ٧٢)، حريص، بىتاب و بخيل (معارج/ ٢١- ١٩) مىداند. برخى پنداشتهاند اين دو گونه تعريف از انسان در كلام خداوند، به تناقض مىانجامد؛ امّا هيچ تناقضى در ميان نيست. آياتى كه انسان را گرامى داشته و ستودهاند، نظر به انسانى دارند كه خدامحورى در پيش گرفته و خويشتن را با تعاليم وحى همراه كرده است؛ ولى آياتى كه انسان را نكوهيدهاند، انسانى را هدف گرفتهاند كه از آموزههاى الهى روى برتافته و انسانيت خويش را فراموش كرده است (سيماى انسان كامل در قرآن، ٧).
بنابراين، اسلام به هيچ روى جدا ساختن زندگى انسان را از آموزههاى قدسى نمىپذيرد و نشاندن او را بر جايگاه خداوند برنمىتابد (نساء/ ٤٨). اسلام به تفكّر خدامحور اصالت مىدهد (فاطر/ ١٥) و بدين روى، انسانى را صاحب كرامت مىداند كه تكليفگرا است (مجموعه آثار استاد مطهّرى، ٢١/ ٤٣- ٣٩). كوشيدن براى طرد و نفى تعاليم وحيانى و بها دادنِ بى حدّ و حصر به منزلت انسان، به غرور و سركشى و خودخواهىهاى فردى و زوال اخلاق و فضيلتهاى اجتماعى مىانجامد و انسان را به تباهى و نابودى مىكشاند (همان، ٢/ ٣١٧- ٣١١). قرآن، انسان را در اين حالت همچون درخت ناپاكى مىداند كه ريشه استوارى در زمين ندارد و ثبات و قرار نمىيابد (ابراهيم/ ٢٦). انسان كامل در نظرگاه شريعت اسلامى، سعادت خويش را بر مدار خودبنيادانگارى نمىجويد؛ بلكه در اين مىجويد كه دل به غير خدا نبندد و خدا را مالك هر چيز بداند (الميزان، ٣/ ١٢). گذشته از اينكه تفكّر انسانمحورى در عمل نتوانسته است سعادت راستين را به جوامع بشرى راه دهد، از گونهاى تضادّ نظرى نيز رنج مىبَرَد. تضاد اين است كه اگر ايثارگرايى و غايتانگارى از ساحت زندگى بشر رخت بربندند و انسان تنها با رويكرد سودجويانه و منفعتطلبانه با همنوعان خويش زيست كند، ناگزير ميان منافع