کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٦١ - بخش ٥٩
ويژگيهاى پيمبرى است و نصوص وصيت را كه بطور متواتر روايت شده بوده است تكذيب كردند، حال آنكه وصيّت از جمله صفات كامل پيمبرى است و اين عدم قبول وصيّت پيمبر اكرم ٦ در حقيقت طعنهاى است به كمال صفات پيمبرى، زيرا، ترك وصيت كردن نقيصه است كه شايسته كمال پيمبرى نيست. پس، تكذيب وصيت به امام على (ع) مكابره و تعصبى شگفتى انگيز است.
دليل ديگر اين كه، اگر بنا به فرض خبر وفات جدت ٦ به عاقلان جهان مىرسيد، و هنوز هيچ كس درين معنى اختلاف نكرده بود كه آيا رسول اعظم كسى را بنا به نصّ به جاى خود تعيين فرموده است يا نه، اما شايع بود كه پيمبر اكرم فرموده است: «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته.» هر عاقلى، هر چند دور از مدينه وجود داشت، مىدانست كه رسول مكرم ٦ رحلت نفرموده است مگر اينكه كسى را در امت به جانشينى خويش معين فرموده است، و هر آينه ناديده نگذاشته است كه مردم به وصيت او نياز خواهند داشت و بىشك از توجه به چيزى كه مردم به آن محتاجند، يعنى نياز دارند كه ادارهكنندهاى امت را اداره كند، كوتاهى نفرموده است. پس، چگونه مىتوان كمال رسول اكرم را در تعيين وصى كه نزد عقل مسلم است و خردمندان با قبول آن را تلقى مىكنند انكار كرد.
باز دليل ديگر: از قومى كه مدعى باشند كه رسول مكرم كسى را در امّت به طور مخصوص جانشين خود نكرد بپرسند اگر اهل عصمت بگويند پيمبر اكرم ٦ شخصى را به نصّ خاص جانشين خود معرفى فرمود آيا ازو مىپذيرفتيد يا نه؟ بىشك همه خواهند گفت البته نصّ او را در باره كسى كه در ميان امت قائم مقام رسول