کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٥٧ - پندهاى گوناگون
با او بيشتر احسان كن، بايد كه ستم ستمگر را سنگين نشمارى، چه، او به زيان خويش و سود تو مىكوشد و پاداش آن كس كه ترا شاد سازد آن نيست كه با وى بدى كنى.
بدان اى فرزند كه روزى بر دو گونه است: روزيى كه تو در پى آنى و روزيى كه آن در پى تست، پس اگر تو بسوى آن نروى آن بسوى تو خواهد آمد. چه زشت است تن بذلت دادن به هنگام نياز و درشتى در بىنيازى. ترا از دنيا آن سودمند است كه بدان اقامتگاه خويش بيارايى. اگر بر آنچه از دست دادهاى به خيره زارى كنى پس بر آنچه بدست نياوردهاى نيز زارى كن. نبودهها را بودهها بسنج، كه امور جهان همه همانند است. از آن زمره مباش كه تا در آزارشان نكوشند پند نپذيرند. چه، خردمند به ادب پند گيرد و چارپايان مگر به ضربت چوب به راه نيايند. اندوه چون بر دل نشيند آن را به نيروى شكيبايى و حسن يقين از دل بزداى. هر كه اعتدال بگذاشت از راه صواب بگشت. دوستى نوعى خويشاوندى است. يار صادق آنست كه دور از تو نيز صادق باشد.
هوس، شريك كورى است. بسا بيگانه كه نزديكتر از خويش است و بسا خويش كه دورتر از بيگانه، كسى كه دوستى ندارد تنهاست. هر كه به قدر خود بس كند دير پايد.
رشته پيوند بين تو با خداى، استوارتر رشته پيوند است كه ميتوانى بدست آورد. آنكه پرواى تو ندارد دشمن تست. آنجا كه آز مايه هلاك است، نوميدى گنج مقصود است. هر رخنه را نبايد آشكار ساخت. هر فرصت بدست نيايد. بسا كه بيناى كار در قصد خود خطا كرد و بىوقوف بمقصود رسيد. در كار ناروا درنگ بهتر،