کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٨٠ - بخش ١٥٥ نامه امير المؤمنين ع به شيعيان
باقيمانده همان احزاب شكست خورده مشرك عربند كه آنجا فراهم آمدهاند كه هر چند پيرامون رسول مكرم ٦ بودند. امّا پشهگانى هستند به هواى آتش گرد آمده و گرگانى آزمند از هر سو به شام روى آورده و در آنجا مسكن گرفته، افرادى كه بايد آنان را ادب كرد و به خوى انسانى در آورد. گروهى كه نه از مهاجرانند نه از انصار نه از تابعين به احسان، (سه طايفهاى كه قرآن به آنان امتياز داده است) پس، آنان را فرا خواندم كه به طاعت درآيند و از جماعت كنارهگيرى كنند اما نپذيرفتند و جز جدايى از من و دشمنى با من راهى نپذيرفتند سپس روياروى مسلمانان قيام كردند و به شورش برخاستند و با شمشير و نيزه جنگ را آماده شدند.
وقتى كار به اينجا كشيد و سلاح كشيدند ناچار عليه آنان برخاستم. وقتى تيزى شمشير را چشيدند و درد زخم تيغ را احساس كردند قرآنها را بلند كردند و گفتند مردم بياييد تا قرآن ميان ما حكومت كند. آنگاه شما را آگاه كردم كه اى مردم معاويه اهل دين و قرآن نيست. اين كار خدعه و نيرنگ است. كار جنگ به پايان نزديك شده است آن را دنبال كنيد تا جنگ تمام شود. گفتيد اين پيشنهاد را بپذير و دست از آنان بردار اگر به حكم قرآن تسليم باشند حق ما تأمين مىگردد. ناچار پذيرفتم و دست از جنگ كشيدم.
سازش ميان شما و آنها به اين منجر شد كه دو مرد به عنوان حكم معين شوند و آنچه را قرآن زنده كرده است مشخص گردانند و آنچه را كه قرآن به دست مرگ سپرده است به دست مرگ بسپارند و از ميان ببرند. اما اين دو حكم اختلاف كردند و حكمى را كه در قرآن بود دور انداختند. و با قرآن مخالفت كردند و اهل آن بودند آنگاه در اين