کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٢٥ - بخش ١٤٩ تقاضاى سيد بن طاوس از خليفه براى گفتگو با تاتار
اجازت آن خواستم كه بزيارت مولانا على بن موسى الرضا عليه التحيه و الثناء مشرف شوم. پس از اجازه او به آماده كردن وسائل حركت پرداختم. هنگام حركت كسى كه واسطه گرفتن اذن بود نزد من آمد و گفت خليفه دستور داده است كه برسالت نزد بعضى از پادشاهان بروى. عذر آوردم و گفتم اگر درين رسالت موفق گردم دست از من نخواهيد كشيد و پيوسته مرا برسالت و سفارت خواهيد فرستاد و اگر پيروز نشوم در چشم شما كوچك و بيمقدار خواهم شد زيرا چنين خواهيد پنداشت كه من شايستگى چنين كارى ندارم افزون بر اين اگر بپذيرم و بسوى مقصود روانه شوم حسودان در كمين باشند و از من سعايت كنند و بسا كه گويند من با پادشاه تركان بيعت كردهام كه او را باين ديار رهنمونى كنم. شما نيز قول آنان را بپذيريد و بكشتن من همت گماريد. گفت: پس چه بايد كرد و پاسخ خليفه چيست؟ گفتم استخاره مىكنم اگر (لا تفعل) آمد خليفه خود داند كه من هرگز خلاف استخاره نكنم. پس استخاره كردم و از رفتن عذر خواستم.
پارهاى از اين سخنان را در پيش گفتهام.