کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ١٥١ - بخش ١١٧
و هرگز امروز شما را سودى نبخشد. چون ستم كردهايد در عذاب كشيدن شركت داريد.
اينك پاسخى را كه به يكى از مدّعيان علم دادهام براى تو بيان مىكنم. او بر من وارد شد و من در بستان بر خاك نشسته بودم از حالم پرسيد، گفتمش چونست حال كسى كه مردارى بر سر و مردارى بر دوش گرفته باشد و مردهگانى اعضاء و جوارح او را احاطه كرده و مردهگانى پيرامون او را فرا گرفته باشند و پارهاى از اعضاى او پيش از مرگ او مرده باشند؟ حيرتزده گفت اين چگونه حالتى است؟
من در اينجا مردهاى نمىبينم! گفتم نمىدانى كه عمامه من از كتان است؟ كتان وقتى گياهى سبز بود و حيات داشت و اينك فرسوده است، و اين جامه من از پنبه است كه روزى سبز و خرم و زنده بود و اينك مرده است. كفش من از پوست حيوانى است كه روزى زنده بود و اكنون زنده نيست. پيرامون من گياهانى است كه روزى سبز و خرم بودند و اينك خشك شده مردهاند. آيا سپيدى موى سر و روى مرا مشاهده نمىكنى كه روزى سياه رنگ و زنده بود و امروز مرده است. اعضا و جوارح من هر يك براى طاعتى آفريده شدهاند كه اگر در آن طاعت نباشند در حكم مردهاند؟
او از اين سخنان درشت و پند آميز شگفتى زده شد.
پس اى فرزند زبان حال اين اشياء و گفتهها و موعظهها را بياد بسيار و از آنها پند گير.
بخش ١١٧
آنگاه اى فرزندم محمّد، كه خداى جل جلاله دل ترا به مكاشفه و جلال نعمت و مراقبت خود آبادان كناد، جز آنچه گفتم