کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ١١٢ - بخش ٩٦
كسانى را در دنيا و دين به آن مىرساند. بدان مطالبى كه در كتابهاى تاريخ يا كتابهاى آداب يا آثار حكمت و خطبه مىخوانى و بآن آگاه مىشوى و چيزهايى كه در آن آثار مىبينى كه به «ابو بكر» و «عمر» و دشمنان پدرت على (ع) نسبت دادهاند، همه ساختگى و مجعول است و سخنان گويا و معانى بلند و دلكش از الفاظ و سخنان آن نيرنگبازان نيست و بيشتر آن كلمات و سخنان را در زمان «معاويه» و پسرش «يزيد» و در روزگار بنى اميه به آنها نسبت داده و چسباندهاند و بيشتر آنها از آثار صحابهاى است كه اهل قلم و خطابه بودهاند و عادت به نوشتن و سخنرانى داشتهاند و معمولا نويسنده و فصيح بودهاند و ما هرگز در دوران جاهلى مقام و مقالى از ابو بكر و عمر و عثمان نشنيدهايم تا بتوان به آنان نسبت فصاحت داد و هيچ گاه در زمره چنان مردمى به شمار نيامدهاند و در اين گونه امور مورد نظر و اعتماد نبودهاند با اين همه، سخنانى در ايام خلافت از آنان نقل شده است. مىدانى كه عادت بر اين جارى است كه مردمى از فصاحت و سخندانى بىنصيب، هنگام رياست و ولايت خود عدهاى را استخدام مىكنند تا مكاتبهها و جوابهاى مراجعهكنندگان را انشاء كنند و مىبينيم كه مماليك هنگامى كه به امارت رسيدند، و ترك و تاجيك به هنگام رياست و فرماندارى، همچنين پادشاهان، مطلبى را كه دبيرانشان مىنوشتند حتى نمىفهميدند چيست با اين همه مىبينم در روزگار فرمانروايى مكاتبات و پاسخهاى بسيار حكيمانه و هنرمندانه به آنها نسبت دادهاند. معلوم است كه نايبان و اصحابشان در انشاى خود بآنها اعتنايى نداشتهاند و كسب نظرى از آنها نمىكردهاند اما آنچه مربوط به خطبهها و سخنان حكمت آميز مشاهده مىكنيم از