برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٣٠٢ - ترجمه كتاب
مسألت شود، جود عرضه داشت: اين هم از مراحم و الطاف الهى است.
در اين حال به پيشانى نطفه اولاد آدم اين نشانه و علامت زده شد. أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ (سوره مرسلات (٧٧) آيه ٢٠- آيا نيافريديم شما را از آبى بىقدر) و اينكه آنان در مجارى بول و نجاسات مترددند، و حامل و مصاحب قذارات و عذراتند كه بدست خود بايد آنها را شسته و از خود دور نمايند، پس علم با لذات خطاب بجود نموده و فرمود: اين خود براى اهل تكبر و شقا بزرگترين دوا و شفا است. پس جود عرضه داشت كه:
از آن ترسم كه اين استخفاف و خوارى آنان را از مقام استحقاق الطاف و مراحم و اسعاف باز دارد، يا اينكه مانع از كمال اوصاف پسنديده گردد، در اين حال بلسان حال خطاب رسيد كه: جود و كرم ما بالاتر از آنست كه براى آنچه ذكر نمودى، نسبت باهل عداوت بخل نمايد، و براى اولاد آدم حجت و عذرى از تخلف از متابعت و اطاعت قرار ندهد، همانا ما اين بنده را كه بآنچه ذكر نمودى از رذالت و پستى متصف است، چنان قرار دادهايم كه اهليت آن دارد كه در مقابل جلال كبريائى ما ايستاده و بدعا و مناجات پردازد، و حاجات خود را بخواهد، و جليس و رئيس بوده باشد، و من خود انيس او بوده باشم، و هر اندازه بطاعت و عبوديت با ما معامله نمايد بر تعظيم و تكريم و تقديس وى بيافزائيم.
و ابتلاى باين دردها و ساير بلاها و دردها را براى او بمنزله دوا و شفا قرار دادهايم، كه مدت آن در دار فنا بسيار كم و كوتاه است، و در وقت خروج از اين دار دنيا بسوى دار جزاء از او زايل و بر طرف نمائيم، و در دار بقاء در دار كرامت دائمى خود جايش دهيم، و ويرا دوست و مقرب نزد خود قرار داده، و از اهل اصطفاء و صفا قرارش دهيم.
فصل (٢٠) پس جود بشرافت و عظمت اين بنده مسعود اعتراف نموده، و بشكر حضرت واجب الوجود قيام ورزيد، اين است آنچه ما براى تقرب بخداوند جل جلاله في الحال اراده نموده كه در جريان حال انسان و سلوك او با زمام انعام و احسان بسوى دار امان