برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٣١ - فصل بيست و پنجم
از كسانى كه براى خود استاد قرار داده و براى ارشاد خود اختيار نمودهاند قبول مينمايند؟ و حال اينكه بطور يقين و وجدان ميدانند كه حقيقت نظر و استدلال و ترتيب آن را در نفس خود ايجاد ننمودهاند، بلكه نفس خود را در حالتى كه داراى قوه ادراك حقيقت نظر و طرق فكر و انديشه بوده است ادراك نمودهاند.
و علم وجدانى دارد باينكه اين تصور و ادراكى كه در نفس خود يافته است از كسب و اجتهاد او نبوده است، بلكه از غير او بوده كه حقيقت او را نداند؛ پس ناچار محتاج است كه از غير خود كه جارى مجراى خود او هستند و آنچه از او خواسته شده است از ايشان نيز خواسته شده است رجوع كرده و تحصيل معرفت نمايد، و بفهمد كه مقصود از اين نورى كه باو عنايت شده چه بوده است. بنا بر اين همان نظر اول و تصور اجمالى قبل از ترتيب مقدمات دليل بر واهب و بخشنده او است. و همان دلالت اجمالى براى تمام بودن حجت الهى بر عبد كافى است.
علاوه بر آنچه قبلا بيان شد، كه انسان قبل از بلوغ بچند سال با لوجدان ميداند كه آثار دليل بر وجود مؤثر است- بدلالت فطرى كه بر آن خلق شده است- و خالق متعالش عنايت فرموده است.
پس بر او لازم است كه در حال اشتغال باين علوم- اگر لا بد از اشغال است- نزد كسانى رود و بعلمائى رو آورد كه او را دلالت نمايند بهادى و راهنماى اول. و عطاكننده نور عقل، و گوياكننده زبان استاد وى بعد از گنگ بودن، و جارىكننده هوى در مجارى تنفس او كه سبب حيات و نفس كشيدن او است، و عطاكننده حيات استاد، و حفظكننده وجود او، و نگاه دارنده آنچه بآن محتاج است از اراده و مقاصد و مطلوبات او، آن كس كه خود و استاد او را بر پاى داشته بعد از آنكه بر شكم ميخزيده، و كسى كه قوه فهم و ادراك باو داده است، كه آن چه براى او نافع و مفيد است شناخته و در طلب و تحصيل آن سعى و كوشش نمايد، و آنچه براى او ضرر دارد دانسته و از آن دورى نمايد.