برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٤٨ - فصل صد و پنجاه و دوم -(نامه امير المؤمنين
شهر شدم، و تا بامروز ميسر نشده است (حاضر نشدهايد) كه با من بيرون بيائيد.
للَّه ابوكم،
آيا نمىبينيد كه مصر بدست دشمن افتاد؟ و اطراف شما نقصان يافته؟
و وسائل جنگ و جهاد از دست رفته، و بشهرهاى شما حمله شده؟ در حالتى كه شما داراى عدد بسيار، و شوكت، و نيروى زياد، و قوت و شجاعتى بوديد كه دشمن از شما ترسناك بود، شما را بخدا، بكجا ميرويد؟ و بكجا پناهنده ميشويد؟ و بازگشت كار شما بچه خواهد بود؟
آگاه باشيد كه دشمنان شما كوشش كرده و نيرومند شدند، و يك ديگر را مدد نموده و هر يك ديگرى را نصيحت و راهنمائى كردند، و شما سستى نموده و يك ديگر را مخذول ساخته و بيك ديگر غش نموديد، اگر باين حال بمانيد سعادتمند نخواهيد شد و رستگارى نخواهيد ديد.
خدا شما را رحمت كند، خوابيدههاى خود را بيدار كنيد، و براى جهاد با دشمن خود نيرومند شويد، كه حجت تمام شود، و براى كسانى كه داراى دو چشماند صبح روشن گردد، پس بيدار شويد و بدانيد كه جز اين نيست كه شما با طلقاء و فرزندان طلقاء و اهل جفا ميجنگيد كه از روى اكراه اسلام آوردند، و نسبت برسول خدا ٦ دشمنانى سركش بودند، و بتمام معنى با اسلام محارب بودهاند، دشمنان سنت و قرآن، و اهل بدعتها، و آنچنان كسانى كه مردم از شر آنان پرهيز ميكردند، و بر اسلام و اهل اسلام از آنان ترسناك بودند، كسانى كه خورنده رشوه و بندگان دنيا بوده و هستند.
و بمن رسيده است كه پسر نابغه (عمرو بن عاص) با معاويه بيعت نكرده مگر باين شرط كه آنچه را كه از سلطنتى كه در دست خود اوست بزرگتر و مهمتر است باو بدهد (بشرط اينكه مملكت مصر را كه از مملكت شام بزرگتر و مهمتر است باو بدهد) پس خوار باد دست اين فروشنده كه دين خود را بدنيا فروخت، و خوار باد امانت اين خريدارى كه با اموال مسلمانان فاسق غدارى را نصرت و يارى نمود، و براى اين خريدار، بيارى و نصرت كردن