برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٣٦ - فصل صد و هيجدهم
باو تقرب بجويند، همانا رغبتكنندگان بتشييع جنازه او بسيار كم خواهند بود، و اوامر سلطان عالميان، و سيد رسولان ضايع شده و مراعات نخواهد شد، و اگر شخصى بميرد كه داراى بازماندگانى باشد كه اميد نفعى از ايشان باشد، اگر چه از اذيت و آزار و ضرر آنان ايمن بوده باشند، همانا جمعى كثير و گروهى انبوه براى تشييع جنازه و نماز بر او حاضر خواهند شد.
فصل صد و هيجدهم
و اى فرزندم محمد كه خداوند زندگانى ترا مبارك گرداند و بر مقاماتت بيافزايد: بدان كه مشكلترين معاشرتها معاشرت با گنهكاران است هر كه باشند، در صورتى كه بمنظور امر بمعروف و نهى از منكر نباشد؛ زيرا كه انسان در معاشرت با ايشان بايد امر مولاى خود را در پوشيده و آشكار رعايت نمايد، و كمترين مرتبه آن اينست كه در دل و قلب خود از آنان كه خداوند از ايشان اعراض نموده اعراض نمايد، و از آنان كه خداوند بر ايشان غضبناك است تنفر داشته باشد، و اين كاريست بسيار سخت و دشوار، و بخدا قسم كه بسيار بعيد است كه انسان داراى چنين حالتى بوده باشد خصوصا اگر طرف معاشرت او داراى مقام و منصب و رياست باشد و انسان محتاج باو بوده شد، و طرف هم حوائج او را برآورد و باو احسان نمايد، در اين حال چگونه براى او قلبى بماند كه از چنين شخصى اعراض نموده، و بخداوند توجه نمايد، هيهات، هيهات، هرگز چنين نخواهد بود، و در اين حال بيش از آنچه باو احسان نموده از دين و بندگى او نسبت بمولاى حقيقى او فاسد و ضايع نموده است، و بسيارى از حالات و اخلاق او را كه براى آخرت او نافع است تغيير داده و از بين برده است.
همانا بعضى از وزراء در نامه از من تقاضاى ملاقات كرده بود، در جواب او نوشتم:
علاوه بر اينكه من از ملاقات با شما معذورم، براى حوائج خود و حوائج فقرا و اهل حاجت با تو مكاتبه هم نتوانم نمود؛ زيرا كه از طرف خدا و رسول و ائمه : مكلف و مأمورم كه باقى ماندن بر اين حال كه فعلا دارى حتى تا رسيدن نامه من بتو مكروه داشته و بآن