برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢١ - فصل پانزدهم
انسان را آنچه را كه ندانسته است) خود تدارك فرمايد.
فصل پانزدهم
در تنبيه و اشاره بمعرفت خداوند جل جلاله.
اى فرزندم محمد، تو و تمام ذريه من، و تمام دوستان من بدانيد كه من بسيارى از علماء حاضر و گذشته را ديدهام كه در معرفت مولاى حقيقى و مالك دنيا و آخرت بسيار سخت گرفتهاند، و كار را بر مردم مشكل نمودهاند، و حال اينكه خدا و رسول ٦ آن را بسيار سهل و آسان قرار دادهاند، زيرا كه كتابهاى آسمانى و قرآن شريف را مىبينى كه از اشاره و تنبيه بادله و علائم معرفت مولا و مالك دنيا و آخرت، و پيداكننده موجودات، و تغيير دهنده متغيرات، و مقلب ازمنه و اوقات پر است و بهمان اشاره اجماليه اكتفا فرمودهاند.
و نيز مىبينى كه حضرت خاتم انبياء محمد ٦ و ساير انبياء : كه كتابهاى الهى بر آنها نازل شده است باشاره و تنبيهى لطيف، و تشريف بتكليف اكتفا فرمودهاند، و علماء صدر اسلام نيز تا اواخر زمان ظهور ائمه اطهار : همين راه و طريقه را پيمودهاند.
و چون بالوجدان و بىشك و شبهه ميدانى كه تو خود بدن و روح و حيات و عقلت را خلق نكردهاى، و هم چنين آنچه را كه از تحت اختيار تو خارج است از آرزوهاى گوناگون و حالات مختلفه كه بر تو وارد مىشود، و اجل و پايان عمر، هيچ يك را تو نيافريدهاى، و نيز ميدانى كه پدر و مادر تو، و پدران و مادران گذشته تو نيز آنها را خلق نكردهاند؛ زيرا كه تو خود ميدانى كه از اين گونه امور عاجز و ناتوانند، و اگر آنان را قدرت بر اين كارها بود هر آينه بآرزوهاى خود رسيده بودند، و بدام مرگ گرفتار نميشدند.
پس ناچار يك وجود حقيقى منزه از عوارض عالم امكان، و مبرا از تغير و حوادث بايد بوده باشد كه اين موجودات را خلق نموده، و از عرصه عدم بعالم وجود آورده باشد.
بنا بر اين در اصل وجود خالق صانع هيچ گونه شك و شبهه نيست، و امريست وجدانى و فطرى و غير قابل انكار، و همانا احتياج تو در شناختن صفات جمال و جلال او