برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٩٤ - ترجمه كتاب
هستند، پس بايد تاريخ اين روز را حفظ نموده و وقت و ساعت تشرف بتكليف را ضبط نمايد كه در هر سال در چنين روزى بشكر واهب اعظم، و مدح و ثناى مالك ارحم الراحمين، و مدح باب معظم او قيام نموده و بوظيفه عبوديت و بندگى بپردازد، و باهل حاجت و بينوايان تصديق نمايد، چنان كه شايسته ساير ايام سرور و بشارات و اعياد است.
فصل (٣) و چون از آنچه خداوند جل جلاله الهامم فرموده، از ذكر و حمد و مدح و شكر و تعظيم قدر حضرتش جل جلاله، و اعتراف بتقصير در اداء آنچه نسبت بمقام عز جلال و كمال حضرتش بر من واجب و لازم است، فارغ شده.
فصل (٤) و وقت تشرف بشرف تكليف و حضور اين همه مواهب و مناقب و مناصب و مراتب را اعتبار نموده، تا اينكه اين اجسام ظلمانى مركب از خاك و ماء مهين بنور عقل مستكين منور گرديده، و بتشريف سلطان اولين و آخرين مفتخر گرديدم، در آن حال بلسان حال بطرب آمده، و از شوق و شعف باهتزاز آمده كه وا عجبا چگونه مثل او كه از خاكى پست بيش نيست صلاحيت چنين تعظيم و تشريفى را پيدا كرده است؟ و ملائكه و انبياء و مرسلين و اوصياء و اولياء و صالحين همه بلسان حال، اى فرزندم، بدين نعمتهائى كه از اقبال و رسيدن بما فوق آمال باو رسيده و بان مشرف گرديده است تهنيت و مباركبادش گفتند.
فصل (٥) در اين حال بخاك مذلت افتاده و پيشانى بر زمين سائيده و بحال سجده بعبادت و شكر حضرتش اشتغال ورزيدم؛ زيرا كه من از سحره فرعون باين كار اولى و احقم، هنگامى كه پس از آن همه ضلالت و مخالفت و عناد بسجده افتاده و در مقابل عظمت حضرتش پيشانى بخاك مذلت سائيدند، پس بخضوع و خشوع پرداخته و در پيشگاه حضرتش گريان شده و اشك از ديدهگان ريختم، كه آنهم خود منتى است از طرف واهب و جالب آن، و در شمار ساير مناقب و مواهب حضرت او جل و علا است، فصل (٦) پس سر از خاك مذلت بر داشته در حالى كه لسان حال ما بشارت ميداد كه