برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٨٢ - (حديث شريف خصال) از مترجم
و احنف بن قيس، و سعيد بن قيس، و اشعث بن قيس كندى نمود، با اين حال امتناع ورزيده و نخواستند مگر جنگ را، ناچار بان اقدام نمودم تا اينكه خداوند همه را كه چهار هزار نفر بودند كشت، پس ذو الثديه را در حضور جمع حاضر از ميان كشتگان بيرون آوردم، كه براى او پستانى بود مانند پستان زنان، پس روى باصحاب خود نموده و فرمود: آيا چنين نيست؟ عرضه داشتند: بلى يا امير المؤمنين چنين است كه فرموديد.
پس فرمود: اى برادر يهودى، من باين امور امتحان شده و بهمه وفا نموده و بر همه صبر كردم، و يك امتحان ديگر باقى است كه نزديك است واقع شود، پس همه حاضرين بگريه درآمده و عرضه داشتند: يا امير المؤمنين آن را هم بيان فرمائيد، فرمود: آن اينست كه ريش من از خون سرم خضاب خواهد شد، پس ناله مردم در مسجد جامع بضجه و گريه بلند شد بحدى كه خانه در كوفه نماند مگر اينكه اهل آن فزعكنان از خانه خارج شدند.
و رأس اليهود در همان ساعت بدست امير المؤمنين ٧ اسلام آورد، و در كوفه ماند تا آن حضرت بدرجه شهادت رسيد، و ابن ملجم گرفتار شد، پس رأس اليهود آمده تا در حضور امام حسن ٧ ايستاد و عرضه داشت: يا ابا محمد او را بكش كه خدايش بكشد، من در كتبى كه بر موسى ٧ نازل شده است ديدهام كه جرم اين ملعون در نزد خداوند از جرم پسر آدم كه برادر خود را كشت، و از جرم قدار پىكننده ناقه صالح عظيمتر و بزرگتر است.
(حديث شريف با مختصر تلخيص از جلد نهم بحار الانوار (باب نادر فيما امتحن اللَّه به امير المؤمنين) صفحه ٣٠٠ چاپ امين الضرب نقل شده. فالحمد للَّه رب العالمين (شهيدى)