برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٧١ - فصل هفتاد و يكم
در مقام مخالفت با حضرتش برآيند، چنانچه نسبت بساير انبياء واقع شده، و نسبتهائى بايشان دادهاند كه حقيقت نداشته و كذب محض بوده است، بلكه گمراه شدن اكثر اين امت بر خلاف مقتضاى طبع اين بشر و اختلاف آنان در اعتقادات است.
فصل هفتادم
و از قومى كه انكار خدا را نموده، يا اينكه امر بر آنان مشتبه شده و فرق ميان خداوند جل جلاله و چوب و سنگ نگذاشتهاند، و بجاى عبادت حضرت حق بعبادت چوب و سنگ جماد پرداختهاند، عجب نيست كه انكار ولايت و امامت جدت على ٧ را بنمايند، يا اينكه امر بر آنان مشتبه شود، با اينكه داعى نفسانى در اين كار قوىتر بوده؛ زيرا كه از عبادت بتها مال و مقام و منصبى بدست نمىآمد، و از مخالفت با جدت على ٧ و پيروى از آنان كه بر حضرتش مقدم شدند اميد هر گونه مال و مقامى بوده است؛ زيرا كه آنچه را كه از آنان اميد داشتند از جدت على ٧ نداشتند، و بخدا قسم كه ماندن جدت رسول اكرم ٦ در اين مدت از عمر در ميان قوم آيتى است الهى و معجزهايست ربانى، كه بر كسانى كه بر احوال و اوضاع آن زمان و اين گروه مطلعند پوشيده و مخفى نيست.
(در امامت ائمه اثنى عشر :)
فصل هفتاد و يكم
و اما دليل بر امامت ائمه اثنى عشر صلوات اللَّه عليهم اجمعين، قبلا بآن اشاره شده، و در اينجا نيز براى توضيح مطلب و مزيد بيان ميگويم: همانا كسانى كه در زمان ائمه اطهار : ادعاى امامت نموده، و پاره از مسلمانان از آنان پيروى نموده و قائل بامامت ايشان شدهاند، حالاتشان معلوم است، و از مراجعه بكتب و تواريخ براى تو واضح و روشن شود كه نه صلاحيت رياست يكشهر را داشته، و نه قابليت تدبير و اداره كردن يك لشكر را دارا بودهاند، و نه لايق اداره كردن يكى از صفات نفسانيه خود بودهاند، و آنان كه قائل بامامت ايشان شدهاند خود رواياتى در مذمت و طعن ايشان نقل نمودهاند، و آنچه را بنا نموده خود خراب كردهاند، براى روشن شدن مطلب بكتاب (طرائف) مراجعه كن.