برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٦٩ - فصل شصت و هشتم
باهره حضرتش در تمام مخلوقات كور شده و انكار نمودهاند.
فصل شصت و هفتم
و اى فرزندم محمد از اكثر اصحاب جدت محمد ٦ غريب و بعيد نيست كه بعد از آن حضرت در نص بر ولايت جدت على ٧ مخالفت نمايند، و حال اينكه در زمان حيات و وقت وفات آن حضرت در بسيارى از امور با حضرتش مخالفت نمودند، با اينكه حالت اميد و خوف براى آنان حاصل بود، و باسرار و آنچه در سينهها پنهان داشتند وحى نازل ميشد، و چون آن حضرت از دنيا رفت اميد و خوفى نبود، و باب وحى مسدود گشت، و آنان در طلب شهوات و حب دنيا و جاه و فساد اختياراتشان باقى و مستمر ماندند.
آيا ندانستى كه در حنين، واحد، و هنگام حاجت و ضرورت از حضرتش مفارقت نمودند، و در خيبر حضرتش را مخذول قرار دادند، و در حال خطبه و بيان مواعظ، و تلاوت كلام خداوند براى آنان، حضرتش را ترك كرده و بسوى كارهاى دنيا و تجارت مبادرت كردند، و خداوند متعال براى نجواى با حضرتش مختصر صدقه واجب فرمود، و آنان بكلى ترك نجوى و خلوت با حضراتش را نمودند، تا اينكه خداوند آنان را مورد عتاب قرار داده و ملامتشان فرمود، و تفصيل اين مقامات در ضمن بيان مناظره با فقيهى از اهل خلاف و بازگشت او از ضلالت و گمراهى خود، بعدا در همين كتاب خواهد آمد.
فصل شصت و هشتم
و از قومى كه فصول اذان را كه شبانه روزى چندين مرتبه بر سبيل اعلان بگوششان ميرسيد حفظ نكردند، و اختلاف در آن نمودند، چه استبعاد دارد كه با شدت حسد، و عداوت، و ميل بجحود و انكارى كه داشتند نصوص امامت را مهمل گذارند، و روايات آن را نقل ننمايند، و بآن اعتنائى ننموده و پشت سر اندازند؟
چنانچه بسيارى از چيزهائى كه در نظر آنان مهم بود مهمل گذاشتند و بآن اعتنائى نكردند، مثل محل قبر عثمان[١] با اينكه كشته شدن او در نظر آنان از امور مهمه و معروف
[١] از اين كلام معلوم مىشود كه تا زمان سيد قدس سره قبر عثمان معلوم نبوده است و اين قبرى كه فعلا در آخر بقيع واقع است و بقبر عثمان معروف است بعدها حادث شده، و بقبر عثمان معروف گشته است، بلكه حال هم بعضى احتمال ميدهند كه اين قبر قبر عثمان بن مظعون عليه الرحمه باشد، چنانچه خود در مدينه منوره از بعضى شنيدم. و جاى بسى تعجب و تاسف است كه از سالى كه قبور بزرگان بقيع را وهابيان خراب نموده و غير از خاك و چند عدد سنگ چين علامتى باقى نگذاشتند چنانچه خود در سفرهاى خود مشاهده نمودم، قبر عثمان نيز مثل ساير قبور بود، لكن در سال گذشته كه حقير مشرف شدم ديدم قبر عثمان را تا اندازه تعمير نموده، يعنى خود قبر را با سنگ و سيمان بارتفاع نيم متر ساختهاند، و اطراف قبر را هم با سنگ و سيمان ديوارى بهمان ارتفاع ساختهاند در حالتى كه قبور ائمه بقيع : بهمان حال اول باقى است كه غير از مشتى خاك و چند عدد سنگ عاريه، بالاى چهار قبر مقدس اثر ديگرى نيست!!