برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٥٥ - فصل پنجاه و ششم
براى حضرتش بوده باشد كه در سراء و ضراء و گرفتاريها و پوشيده و آشكار فريادرس مردم بوده، و قائم مقام حضرتش بوده باشد.
و از آن جمله است اينكه: جدت محمد ٦ در حال حيات خود بغزوه نرفت و مسافرتى نفرمود مگر اينكه در مدينه براى خود نائب و جانشينى قرار داد، با اينكه مدت مسافرت او كوتاه بود، پس چگونه عقل قبول نمايد كه بعد از وفات خود امت را مهمل گذارده و براى آنان نائب و جانشينى معين نفرمايد؟ و حال اينكه مدت غيبت حضرتش طولانى، و خطرات براى امت بسيار است.
و از آن جمله است اينكه: جدت محمد عليه و آله افضل السلام و التحية هيچ گاه لشكرى بجائى نفرستاد و سريه بجائى انفاذ نفرمود مگر اينكه رئيسى براى آنان معين فرمود كه تدبير امور آنان كند، و كارهاى ايشان را اصلاح فرمايد، و بآنان نيكى و احسان نمايد، با اين حال چگونه عقل قبول نمايد كه تمام امت را بعد از خود كه تا حال ششصد و سى و نه سال است تا روز قيامت مهمل گذارد و براى آنان رئيس و نائبى معين نفرمايد؟
كه اصلاح حال ايشان نمايد، و از آنچه براى آنان از اختلافات و حوادث ديگر پيش آمد كند آنان را حفظ نمايد.
و از آن جمله است: نصوص الهيه جل جلاله و تقدس كماله در شأن جدت مولانا على بن ابى طالب صلوات اللَّه و سلامه عليه از آيات باهرات، در باره ذات و صفات و مقامات آن حضرت، و بيان كرامتهاى آن حضرت براى امت، و آنچه بآن خبر داده است از اسرار الهى و اسرار رسول اكرم ٦، كه همه نص و دليلند بر اينكه مرجع امت در تمام امور آن حضرت است؛ زيرا كه صفات كامله رئيس، خود دليل بر امامت او، و صفات ناقصه رعيت دليل بر رعيت بودن آنان است، و اينكه بايد همه تابع اراده و محكوم بحكم شريعت او بوده باشند.
و از آن جمله است اينكه: جدت محمد ٦ ترك وصيت را بر امت خود حرام