برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٨٥ - فصل هشتاد و پنجم
از فساد ملوك و دشمنان خائف و ترسان بودند، براى متاركه جنگ، و ايمن بودن بلاد، و مصون بودن اهل و عيال و اولاد، و نائل شدن بمقصد و مراد، بوصلت و ازدواج توسل جسته و آن را وسيله صلح و صفا قرار ميدادند.
آيا از آنان كه بر پدرت على ٧ تقدم جستند اطمينانى بود كه بعد از جدت محمد ٦، در حالى كه بر اريكه سلطنت قرار گرفته، و كمال قدرت و شوكت را بدست آوردند از استيصال و هلاك اهل بيت رسالت، و محو و نابود كردن آثار شريعت تا جايى كه قدرت داشتند خوددارى نمايند.
و من در كتاب (طرائف) معارضه كردن و مخالفت نمودن آنان را با جدت محمد ٦ در حال حيات آن حضرت در گفتار و كردار ذكر نمودهام، و اينكه هرجا كه توانستند و قدرت پيدا كردند بر حضرتش طعن زده و مورد ملامتش قرار دادند، و اينكه چون در وقت وفاتش خواست براى آنان وصيت نامه و كتابى بنويسد كه اگر بآن عمل نمايند هرگز گمراه نشوند، عمر در مقام معارضه برآمده، و كلام آن حضرت را رد كرد، تا جايى كه كلمه (انه ليهجر) را بر زبان راند، كه بعدا آن را شرح خواهيم داد، و معنى اين كلمه در نزد اهل لغت بمعنى هذيان و ياوهگوئى است، خلاصه اينكه عمر جدت محمد ٦ را در آن حال منع نموده، و نگذاشت كه از اهل اسلام و ايمان رفع ضلالت و گمراهى نمايد، تا اينكه هلاك شدند آنان كه هلاك شدند.
فصل هشتاد و پنجم
و اى فرزندم كه خداوند بعزت دنيا و دين عزيزت فرمايد عزتى كه در شأن آن فرموده است: وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ (سوره واقعه (٦٣) آيه ٨ يعنى براى خداست عزت و براى رسول او و براى مؤمنان).
بدان كه: ابو بكر و عمر دو كار بزرگ مرتكب شدند كه سبب آنچه فساد در اسلام واقع شده گرديد، و موجب ضلالت و گمراهى آنان كه تا روز قيامت گمراه شدند گرديد.